فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٤١ - رأى متأخرين
مصنّف مىفرمايد:
ما در برخى از نوشتهجات خويش اين كلام را از ايشان پذيرفته و تصحيح
نمودهايم.
شرح فارسى:
توضيح
رأى متأخّرين
قبلا اشاره كرديم كسانى كه علم حقتعالى را عين ذات دانسته ولى با
معقول معاين و متّحد قرار ندادهاند ذات را علم اجمالى اشياء فرض كردهاند و به دو
گروه تقسيم شدهاند:
١- متأخّرين از حكماء: ايشان معتقدند ذات حقتعالى علم اجمالى تمام
اشياء و كافّه ماسوى است نه علم تفصيلى آنها و براى اعتقادشان چنين دليل
آوردهاند:
ذات حضرتش واحد و بسيط است و اشياء امكانى متكثّر و مركّب و حقائق
گوناگون مىباشند و امكان ندارد شيئ واحد بسيط تفصيل اشياء مختلفة الحقائق
باشد چنانچه ما وقتى به خورشيد علم پيدا كرديم از آن صورتى در ذهنمان مرتسم
مىشود كه از آن به علم بكره آفتاب تعبير مىكنيم و اين صورت ممكن نيست هم
علم به خورشيد باشد و هم به اشياء ديگرى كه حقيقت آنها با خورشيد مختلف
است چون:
كره ماه و احجار و كلوخها، سپس براى تشييد و تثبيت بنيان مذهبشان
چنين گفتهاند:
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٣ ؛ ص١٢٤١
ل انسان در وقت علمش به اشياء از سه حال بيرون نيست:
الف: آنكه به اشياء و امور متكثّرهاى عالم است ولى هر كدام را در ظرفى
غير از ظرف ديگرى فراگرفته و به عبارت ديگر معلوماتش به تدريج حاصل شده است
و در وقتى كه هر كدام از معلومات براى وى حاصل مىشد قوّه متخيّله كه با نفس
انسانى كمال مؤالفت و مؤانست را دارد از صورت معلومه وى به صورت خياليّه