فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٤٠ - رأى فرفوريوس و اختيار مصنف
مستمدّا من ذلك الامر البسيط الّذى فيه فهذا العلم الواحد البسيط
فعّال للتّفاصيل و هو اشرف منها.
قالوا: فقياس علم الواجب بالاشياء و انطواء الكلّ فى علمه على هذا
المنهاج.
و الفرق بانّ هذه الحالة البسيطة ملكة وصفة زائدة على النّفس و فى
الواجب تعالى عين ذاته.
و قد صحّحنا كلامهم فى بعض تحريراتنا.
ترجمه: اگر علم حقتعالى بتمام اشياء اجمالى باشد اينقول بمتأخّرين تعلّق دارد چه
آنكه ايشان گفتهاند:
ذات حقتعالى علم اجمالى به تمام ماسوى دارد نه تفصيلى زيرا ذات
اقدسش واحد و بسيط است و اشياء مختلف الحقائق مىباشند و چگونه ممكنست
صورت خورشيد مثلا در ذهن ما علم بخورشيد و ماه و سنگ و كلوخ باشد.
و بسا مثالى را در اينمقام ايراد كرده و حال انسان رادر علمش باشياء بر سه
قسم نمودهاند:
١- اينكه علومش تفصيلى زمانيه و بر سبيل انتقال از معقولى بمعقول ديگر
بوده در حاليكه با تخيّل نيز مشوب و آميخته باشد.
٢- اينكه برايش ملكهاى بوده كه از ممارست علوم حاصل شده باشد.
٣- بنحوى باشد كه بر او مسائل كثير و بسيارى دفعتا ايراد شده در نتيجه
علم اجمالى براى جواب از كلّ برايش حاصل گردد و آن عبارتست از ملكه بسيطه
پس از آن شروع در تفصيل هر يك نموده و بكمك همان امر بسيطى كه در او است
مسائل را بطور جداگانه و عليحدّه جواب دهد، پس علم واحد بسيط مزبور فعّال
اجوبه تفصيلى بوده در نتيجه از تفاصيل اشرف مىباشد، سپس گفتهاند:
پس قياس علم واجب الوجود باشياء و منطوى بودن جملگى در علمش
بر همين طريق و روش مىباشد با اينفرق كه اين حالت بسيطه در انسان ملكه و
صفتى است زائد بر نفس ولى در حقتعالى عين ذاتش مىباشد.