فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢٨ - رد كلام صوفيه
و علمى كه از ذات اقدسش جدا باشد هيچ كمالى براى او نبوده و در عداد صفات
كماليّه نمىباشد بلكه علم كمالى آن است كه در مرتبه ذات بلكه نفس ذات باشد
نه زائد و منفصل از آن.
رأى صوفيه و بطلان آن
٢- رأى صوفيه: ايشان همچون معتزله مناط علم حقتعالى را معدومات ثابته
دانستهاند و قائل بحال شدهاند تنها فرقشان با آنها اين است كه معتزله اعدام ثابته را
اعيان و وجودات ثابته در خارج دانسته ولى صوفيّه آنها را ثابتات ذهنيّه و علميّه
مىدانند لذا همان جوابى كه از معتزله داديم و گفتيم اساس اين رأى باطل و فاسد
است به ايشان متوجّه مىباشد زيرا چنانچه گفتيم ثبوت با وجود مترادف است و
نمىتوان قائل به ثبوت اعدام شد و بين ثبوت و وجود فرق گذارد اعمّ از اينكه ثبوت
را باعيان خارجى نسبت داد يا به صور ذهنى و علمى.
توجيه كلام صوفيّه
البتّه كلام ايشان قابل توجيه بوده و مىتوان محمل صحيحى براى آن آورد و
آن اين است كه بگوئيم مقصود ايشان اين است كه ماهيّات را از موجودات خارجى
و ذهنى منفك و آن وجودى كه موجوديّت وجودات خاصّه به آن است در ماهيّات
نمىباشد اگرچه اينها نيز به وجود تبعى موجودند لكن آثار وجودى كه بر وجودات
خاصّه مترتّب است بر اينها نيست فلذا به اعتبار وجود اين آثار از آنها مسلوب و در حقّشان
گفتهاند:
اعيان ثابته موجود نيستند يعنى وجود مخصوصى كه ببركت آن آثار خاصّه را
داشته باشند ندارند اگرچه وجودشان همان وجود حقّ و تابع آن است.
ردّ كلام صوفيّه
مرحو مصنّف مىفرمايد:
كلام ايشان نيز قابل قبول نيست زيرا مبناى اين كلام بر اثبات شيئيّت