فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢٧ - رأى معتزله و بطلان آن
و شقّ دوّم يعنى قول ديگر در عبارت بعدى انشاء اللّه خواهد آمد.
شرح فارسى:
توضيح
رأى معتزله و بطلان آن
قبلا گفتيم گروهى كه علم حقتعالى را منفصل از ذاتش دانستهاند خود به
چند دسته تقسيم مىشوند اينك شرح آراء ايشان:
١- رأى معتزله: ايشان معتقدند كه علم حضرت عبارتست از ماهيّاتى كه
در ازل ثابت و از سنخ اعيان و موجودات خارجى بودهاند و به عبارت ديگر ايشان
مناط علم بارى به حوادث و وقايع را اعيان و ماهيّاتى دانستهاند كه در ازل ثابت و از
تمام موجودات ذهنى و خارجى ديگر منفك بودهاند و اين ماهيّات همانست كه در
لسان ابو هاشم و اتباعش از سلسله معتزله و ابو بكر با قلانى و جوينى از اشاعره
بحال و ثابتات ازليّه نام برده شده است.
مرحوم مصنّف در جواب مىفرمايد: اساس اين رأى باطل است.
مؤلّف گويد:
وجه بطلان آن است كه اين كلام و اعتقاد مبنى است بر صحّت تقرّر
ماهيّت و انفكاك آن از وجود و بعبارت ديگر صحّت اين رأى مبنى است بر اينكه
ماهيّات كه در حقيقت همان اعدام هستند اصالت و تقرّر داشته باشند و حال آنكه
بطلان اين معنا اظهر من الشّمس است و در محلّش ثابت است اعدام ثابته كه از آن
بحال تعبير نموده و گفتهاند:
صفاتى هستند براى موجودات ولى خود آن صفات نه بوجود متّصف شوند و
نه بعدم بلكه به ثبوت توصيف گردند چه آنكه ثبوت اعم از وجود و عدم است، كلام
باطل و مقالهاى غير صحيح مىباشد زيرا واسطه بين وجود و عدم نبوده بلكه
ثبوت همان وجود و مرادف با آن است همانطورى كه عدم و نفى با هم مترادف
مىباشند.
مرحوم محقّق آملى فرموده بفرض اگر اعيان ثابته موجود هم باشند ثبوت آنها
مصحّح علم باريتعالى نمىشود زيرا طبق گفته معتزله آنها از ذات او منفصل هستند