فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢٦ - آراء اهل اصطلاح در علم حقتعالى
امر باطلى است.
و يا علم منفصلش ثابت در ذهن بوده و از وجو نفسيّه ماهيّت منفك
مىباشد نه وجود تبعى آن و باينقول فرقه صوفيّه همچون شيخ عربى و اتباعش قائل
مىباشند چه آنكه ايشان اعيان ثابتهاى كه لازمه اسماء حقتعالى هستند را در مقام
واحديت علم حقتعالى قرار دادهاند.
اين عقيده نيز باطل و مزيّف است زيرا ايشان با اين رأى براى ماهيّت
شيئيّت قائل شده و در مقابل وجود ثبوت را بآن نسبت دادهاند با اينكه قبلا دانستى
كه اصالت با وجود بوده و ماهيّت شيئيّتى ندارد مگر آنكه بگوئيم مراد ايشان از
ثبوت معنائى در مقابل وجود نبوده بلكه مرتبهاى از مراتب وجود است و گويا ايشان
آشكارا و بطور مبان از حقيقت وجود مرتبهاى را جدا نموده و آنرا در مقابلش قرار
دادهاند.
و يا علم منفصلش وجودى است كه طبق اصطلاح ايشان داراى ثبات
مىباشد پس آن وجود ثابت « مثل » است يعنى قائلين باينقول علم آنجناب را مثل
پنداشتهاند و گفتهاند اين مثل قائم به ذات خودشان بوده و بر ساير وجودات و اشياء
مقدّم هستند و اين قول از افلاطون مشهور شده چه آنكه وى علم حقتعالى به اشياء را
منفصل از ذات دانسته و گفته است علم بارى داراى شيئيّت وجود بوده و بر اشياء
مقدّم است و آن مثل نورانى است كه عنقريب اثباتش در فريدهاى كه براى بيان
افعال منعقد نمودهايم خواهد آمد ولى در عين حال نمىتوان مثل را مناط علم
تفصيلى باشياء قرار داد و از نظر ما اين رأى صحيح نيست چه آنكه مثل وجودا از
حقتعاى و از علمش بآنها متأخّر مىباشند.
و يا علم منفصلش وجودى است كه داراى ثبات بوده ولى بر اشياء مقدم و
سابق نمىباشد، پس در اينجا دو قول است كه ما با قول خود بآندو اشاره نمودهايم.
اگر علمش به مجعولات خود حاصل بوده وجود عينيّه تمام ماسوا نزد او
حاضر باشد اينقول، قبل شيخ طائفه اشراقيّه است و كثيرى از محقّقين متأخّرين وى
را در آن تبعيّت كردهاند و انشاء اللّه بزودى خواهيم گفت كه اين رأى از جهتى
صحيح و از حيثى سقيم و نادرست است.