فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٠٨ - دنباله كلام مصنف(ره)
للمفعول فحصولا تمييز.
و المراد انّ ما كان وجوده فى نفسه عين معقوليّته و لم يوجد له وجود
غيرها فهو، عقل، حالكونه، عاقلا و معقولا ايضا.
ترجمه و شرح فارسى:
دنباله كلام مصنّف (ره)
سپس مرحوم مصنّف در پايان كلامش مىفرمايد:
در نتيجه فرضى را كه سائل در سؤال نمود و گفت علّت اتّحاد عاقل و
معقول اين است كه فرض كلام در جائى است كه معقول در مرتبه ذات با قطع نظر
از جميع ماعدايش معقول است نه غير آن چنانچه لازم اين فرض اينست كه عاقل
نيز در مرتبه ذات با قطع نظر از تمام اغيارش عاقل است نه غير آن.
فرض صحيح و درستى نيست زيرا در باب تضايف امكان ندارد تعقّل طرفين
با قطع نظر از جميع اغيارش تحقّق پيدا كند حتّى با قطع نظر از طرف ديگر زيرا
اصلا معقول زمانى معقول است كه قياس با عاقل شده و عاقل تعقّل شود چنانچه
عاقل نيز زمانى متّصف به عاقل مىشود كه با معقول سنجيده شده و معقول تصوّر
گردد.
پس از آن مىفرمايد:
مقصود از اطاله كلام اين است كه طرفين اضافه از جهتى با هم تغاير و از
حيثى با هم متساويند.
جهت تغاير مفهوم آن دو است و حيثيّت تساوى مرتبه آنها مىباشد.
و همانطوريكه تغاير مفهومى آنها مقتضى تكثّر وجود و تعدّد حيثيّت نيست
بلكه اين تعدّد بايد از دليل خارج ثابت شود عينا تكافوء و تساوى آنها نه مقتضى
اتّحاد آن دو است و نه تكثّر آنها بلكه اثبات هر كدام از اين دو محتاج به دليل خارج
است.
قوله: فتأمّل: شايد اشاره باشد به تماميّت استدلال صدر المتألّهين به بيانى
كه از اشكال مرحوم مصنّف سالم باشد و حاصل فرموده ايشان در اسفار اين است
كه استحاله اتّحاد طرفين در تضايف معلول اين است كه تضايف بطور مطلق از