فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٨ - رأى كراميه و تضعيف آن
اذ: تعليليّه.
منه: جارّ و مجرور، متعلّق به « اخذ » .
وجود: مضاف و « عالمى بالذّات» مضاف اليهش.
كلّ: مضاف، و « ماء » موصوله مضافاليهش، مبتداء و خبرش « عاقل »
است.
جرّد: صله براى « ماء » موصول.
كما: مركّب است از كاف اسميّه بمعناى « مثل » و ماء مصدريّه.
تجرّد العاقل: مضاف و مضافاليه، مبتداء و « حتما » خبر آنست.
اذ: تعليليّه.
عقله: مضاف و مضافاليه، مبتداء و جمله « امّا له الامكان اولا» خبر آن
است.
هذا: مبتداء و « الظّاهر البطلان» خبرش و جمله اسميّه حاليّه است.
ترجمه: حقتعالى عالم بذات خود است زيرا تمام كسانى كه عالم بذات خود
هستند از او وجود پيدا كردهاند و نيز بدليل اينكه هر مجرّدى عالم بذات خود است
چنانچه هر عاقل و عالم بذاتى مجرّد است.
و دليل بر اينكه هر مجرّدى عالم بذات خود مىباشد اين است كه معقوليّت
و معلوليّت ذات براى مجرّد يا ممكن است يا ممكن نيست اگر ممكن باشد پس
مدّعا ثابت است و اگر ممكن نباشد اين امر باطل بلكه بطلانش بديهى و ظاهر
است.
شرح عربى:
غرر
فى انّه تعالى عالم بذاته
و هو تعالى عالم بالذّات، اى بذاته، اذ منه، سبحانه و تعالى، وجود
عالمى الذّات، اى العالمين بذواتهم، اخذ، و معطى الكمال ليس
فاقدا له.