فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧٨ - برهان ديگر
اگر صفات زائد بر ذاتش باشند پس معلول ذات هستند زيرا واجب ديگرى
غير از ذات نيست چه آنكه ادلّه توحيد مقتضايش چنين است و نيز بايد توجّه داشت
كه از مجعولات خود منفعل نمىگردد پس لازم مىآيد كه حضرتش باعتبار و جهت
واحد هم فاعل و هم قابل باشد چه آنكه بسيط آنهم در غايت بساطت است و اتحاد
فاعل و قابل محال مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
برهان ديگر
عبارات فوق اشاره است بدليل ديگرى بر عينيّت صفات با ذات حقتعالى و
تقرير آن چنين مىباشد:
اگر صفات كمال عين ذاتش نباشند از دو حال خارج نيست:
١- يا اساسا به آن متّصف نيست.
٢- آنكه بصفات كمال متّصف است.
صورت اوّل صحيح نيست زيرا بديهى است اطلاق عالم و قادر و حى و
موجود بر او صحيح است.
و امّا صورت دوّم مستلزم اين است كه در اتّصافش به اين صفات كه فرض
كرديم زائد بر ذاتش هستند قابل باشد در اين هنگام بايد گفت آيا فاعل و معطى اين
صفات به او كيست؟ جواب اين است كه از دو حال خارج نمىباشد:
١- آنكه نفس ذاتش باشد.
٢- آنكه غير ذاتش اعطاء كرده باشد.
قسم دوّم باطل است زيرا غير از سه حال خارج نيست:
الف: آنكه فوق واجب باشد.
ب: آنكه مساوى با واجب باشد.
ج: آنكه واجب فوق آن باشد.
فوق بودن غير باطل است زيرا موجودى فوق حقتعالى نيست و تمام
موجودات مستند بوى و او سابق بر همه مىباشد.