فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧٤ - فصل تعيين صفات ذات و صفات فعل
براى وجودش حدّى است، لذا وقتى جوهر از حقتعالى سلب مىگردد، سلب اين
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٣ ؛ ص١١٧٤
هيّت و حدّ مزبور و غير ايندو و از نقائص، مقصود مىباشند.
سپس مىگويد:
در سلب احتياج از خداوند متعال تمام صافت سلبيّه را درج نما يعنى تمام
صفات سلبيّه مآل و برگشتشان بيك سلب است و آن سلب احتياج مىباشد كما
اينكه جميع اضافاتش به يك اضافه اشراقيّه كه همان قيّوميّت است برمىگردد و
صفات حقيقيّهاش بيك صفت يعنى وجوب بازگشته و صفت وجوب به وجود شديد
كه از حيث عدّت و مدّت و شدّت غير متناهى بوده و عين ذاتش است برمىگردد چه
آنكه ماهيّت حضرت ذو الجلال همان انيّت و وجودش مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
در تعقيب عبارات قبل كه كدام صفات عين ذات و كدام زائد بر آن است
مىفرمايد:
امّا اوصاف سلبى حقتعالى همچون « عدم كونه جوهرا» يا امثال آن مآلش
به سلب سلب است و توضيح اين عبارت را اينطور مىدهند:
مثلا يكى از صفات سلبيّه حق تعالى جوهر است لذا در حقّ او مىگوئيم
جوهر نيست نكتهاى كه در اينجا حائز اهميّت و قابل توجّه است اينست كه در
جوهر جهاتى است كه آن جهات نيز در حقتعالى بوده بلكه عين ذات او است پس
وقتى جوهر بودن از آن سلب مىشود به چه عنايت و اعتبارى اين سلب صورت
مىگيرد؟
براى روشن شدن اين سؤال مىفرمايد:
در جوهر سه جهت است كه تنها يك جهت آن از حقتعالى مسلوب است و
دو جهت ديگر ثابت است و آن سه جهت عبارتند از:
١- در جوهر استقلال و قيام بذات است در مقابل عرض.
٢- در جوهر وجود و هستى است در مقابل عدم.
٣- جوهر از سنخ ماهيّات است چه آنكه در تعريفش گفتهاند: الجوهر