فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٧ - فريده دوم فصل صفات حق تعالى و اقسام آن
سيّد شريف را نپذيريم چنانچه در اصول مطرح است لكن در مقام اطلاق و استعمال
در حقتعالى قطعا بايد بسيط و بدون لحاظ ذات ملاحظه شوند.
و نيز براى اين سنخ از صفات امثله ديگر هست همچون وجوب ذاتى، علم
ذاتش بذاتش و ابتهاج ذاتش بذاتش كه تمام عين ذات بوده و فقط تغاير مفهومى
است بين اين صفات (حىّ- عالم- واجب- مبتهج) با حقتعالى و الّا از نظر
مصداق اتّحاد بلكه بين آنها عينيّت است.
مثال حقيقى ذات اضافه: مانند علم حضرتش بغير يا قدرت بر ايجاد غير يا
اراده كردن غير و اشباه و امثال اين صفات.
مثال صفات اضافيّه محض: نظير عالميّت و قادريّت و امثال آن چه آنكه
نفس عالميّت مجرّد نسبت بين عالم و معلوم است يا قادريّت همان نسبت بين قدرت
و مقدور است و بديهى است وجود نسب و اضافات وابسته بطرفين اضافه است و
بدون لحاظ ايندو موجود نشوند.
مثال صفات سلبيّه: چون قدّوسيّت يعنى سلب مادّه از حضرتش به اين معنا
كه مادّه بمعناى اعمّ ولو احق آن بلكه ماهيّت از آن حضرت مسلوب است چه آنكه
حضرتش صرف الوجود و وجود بحث است و از اينجا مىتوان دانست كه صفات
سلبيّه دو فرد دارند:
١- آنكه از آنها به كمك حرف سلب تعبير مىشوند نظير: زيد ليس بعالم
يا ليس بكاتب.
٢- آنكه از آنها بلفظ بسيط بدون تركيب از حرف سلب اسم مىبرند
چنانچه در دو مثال فوق صحيح است بگوئيم: زيد جاهل و زيد امّى.
متن: « ٣٩٣، ٣٩٢ »
|
انّ الحقيقىّ من المضاف |
زيد على الذّات بلا خلاف |
|
|
لكن مباديها لقيّوميّة |
ترجع ذي نسبة اشراقيّة |