فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٦ - فريده دوم فصل صفات حق تعالى و اقسام آن
صفات دارد:
١- صفات سلبيّه همچون حجر نبودن و امثال آن.
٢- صفات ثبوتيّه يعنى صفاتى كه در آن ثابت و محقّقاند و به آنها
صفات حقيقيّه گويند و آن نيز خود به سه نوع است:
الف: حقيقيّه محض و آن صفاتى است كه ثبوتش متوقّف به ملاحظه غير
موصوف نيست همچون حيات و بياض صورت در زيد.
ب: حقيقيّه ذات اضافه و آن صفاتى است كه در عين نفس الامريّت و
اصالتى كه داشته بغير موصوف نيز انتساب دارند همچون علم كه نسبتى است بين
عالم و معلوم.
ج: اضافيّه محض و آن صفاتى است كه ثبوت و تحقّقش متوقّف به
ملاحظه غير موصوف باشد بطورى كه در صورت نبودن غير صفت نيز در موصوف
معدوم است و از آن به صفات انتزاعى و اعتبارى نيز تعبير مىكنند همچون ابوّت عمر
نسبت به زيد و اخوّتش به ملاحظه بكر.
و از اين ملاحظه و اينكه ممكنات اثر واجب و مظهر حضرتش هستند
مىتوانيم به همان و تيره صفات بارى تعالى را تقسيم نمود و بگوئيم صفات حقتعالى
به تقسيم اوّلى بر دو قسم است:
١- صفات سلبيّه يا صفات جلال.
٢- صفات ثبوتيّه يا صفات جمال.
قسم دوّم يا حقيقى است و يا اضافى، حقيقى نيز بر دو قسم است:
الف: حقيقى محض كه نه عين اضافه بغير موصوف است و نه لازمه اين
اضافه مىباشند.
ب: حقيقى ذات اضافه آن است كه عين اضافه و نسبت بغير نباشد ولى
همچنين اضافهاى را لازم داشته باشد.
مثال حقيقى محض همچون حىّ كه عين ذات حقتعالى است نه آنكه
معنايش ذات داراى وصف حيات باشد زيرا اوّلا حقّ اين است كه مشتقّات بسيط
بوده و در تحقّق معناى آنها لحاظ ذات نمىشود و ثانيا اگر بسيط هم نباشند و مقاله