فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٠ - بطلان وجوب اجزاء
است.
قوله: و كون كلّ واحد: يعنى كون كلّ واحد من الواجبات.
قوله: اذ بينها: يعنى بين اجزاء.
قوله: الصّحابة الاتّفاقيّة: يعنى مصاحبت و تقارن اتّفاقى در مقابل مقارنت
لازمه.
قوله: و الّا لزم معلوليّتهما: كلمه « و الّا» يعنى و اگر بين آندو تلازم باشد.
قوله: و حينئذ: يعنى و حين لم يكن بينهما تلازم.
شرح عربى: و احتاج، الواجب، فى الوجود، هذا ذا كانت الاجزاء وجوديّة
فعليّة، او، احتاج، تقوّما، اى فى التّقوّم هذا اذا كانت حدّيّد تحليليّة و
ذلك محذور آخر يلزم على تقدير وجوبها.
ترجمه: و نيز اگر واجب مركّب از اجزاء باشد لازم مىآيد كه در وجود محتاج و فقير
باشد، البتّه اين محذور در وقتى است كه اجزاء وجوديّه و فعليّه باشند.
يا لازم مىآيد كه در تقوّم نيازمند باشد و آن در وقتى است كه اجزاء حدّى
و تحليلى فرض شوند و اين محذور ديگرى است كه بفرض واجب بود اجزاء پيش
مىآيد.
شرح فارسى:
توضيح
وجه سوّم: اگر واجب تعالى مركّب باشد از اجزاء واجبه به مقتضاى اينكه
مركّب در وجود به اجزاء محتاج است پس واجب تعالى نيز بايد در وجود به اين
اجزاء احتياج داشته باشد و حال آنكه اين باطل است زيرا احتياج از لوازم امكان
است و واجب باعتبار واجب بودنش غير محتاج است.
وجه چهارم: اگر اجزاء واجب اجزاء مقوّمه آن باشند همچون جنس و فصل
كه مقوّم نوع مىباشند لازم مىآيد كه واجب تعالى در تقوّم به غير احتياج داشته
و اين خود محذور و اشكال ديگرى است و از اين بيان واضح شد كه اشكال