فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥٤ - فصل در بيان بسيط بودن حقتعالى
اجزاء حدّى يعنى جنس و فصل و نه مادّه و صورت خارجيّه بآنطوريكه مركّبات عينيّه
واجد آن مىباشند چنانچه ماده و صورت ذهنيّه نيز كه اعراض دارنده آن هستند در
حقتعالى نمىباشد و نيز اجزاء كميّه يعنى مقداريّه در او نيست، و وجه ضبط در
تقسيم اجزاء به اقسام چهارگانه اينستكه گفته شود:
اجزاء يا بوجود واحد در خارج موجودند و با بوجودات متعدّده وجود دارند.
بنابر اوّل يا در ذهن لا بشرط بوده كه در اينصورت از آنها به اجزاء حمليّه
اسم برده ولى اولى و سزاوار است كه بنام اجزاء حديّه خوانده شوند زيرا اجزاء براى
حدّ در مركّبات قرار مىگيرند.
و امّا ناميدن آنها را به اجزاء حمليّه بنظر صحيح نمىآيد زيرا عنوان جزئيّت
با حمل تنافى دارد پس جمع ايندو كلمه يعنى جزء و حمل در يك عبارت درست
نيست.
و يا در ذهن بطور بشرط لا اعتبار مىشوند پس در اينصورت عبارتند از اجزاء
وجوديّه ذهنيّه يعنى مادّه و صورت ذهنى و بنابر فرض دوّم يا در وضع با هم متباين
هستند كه از آنها به اجزاء مقداريّه ياد مىكنند يا چنين نيست كه در اينفرض اجزاء
خارجيّه يعنى مادّه و صورت خارجى مىباشند.
سپس به برهان آن اشاره كرده و گفتيم:
شرح فارسى:
توضيح
در فصل گذشته اثبات كرديم كه براى حقتعالى شريك و همبازى نيست
و اين معنا را به كلمه واحد تعبير مىكنند فلذا معناى اينكه مىگوئيم هو الواحد اين
است كه شريكى براى او نمىباشد.
اينك در مقام اثبات بساطت حضرتش هستيم و از اين صفت بكلمه احد
تعبير مىنمايند پس معناى «قلهو اللّه احد» اين است كه براى وجود اقدسش جزء
نيست و چون جزء بر چهار قسم است لذا مرحوم مصنّف در مقام نفى جزء به هر چهار
قسم هستند و امّا معانى چهارگانه به اين قرارند:
١- جزء حدى (جنس و فصل).