فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤٠ - فصل بيان قواعد حكمى در رد شبهه ثنويه
بانّ الموجود امّا خير محض لكلّ شيئ لا يستضرّ بوجوده شيئ و امّا شرّ
محض يستضرّ بوجوده كلّشيئ و امّا نفعه غالب و امّا ضرّه غالب و امّا
هما متساويان كلّ ذلك بالنّسبة الى الغير.
ترجمه:
فصل بيان قواعد حكمى در ردّ شبهه ثنويّه
بدانكه وجود خير است و خير بر دو قسم مىباشد خير نفسى و خير قياسى.
مقصود از خير قياسى، خيرى است كه نسبت و باضافه غير خير مىباشد و
بهر تقدير هر وجودى ولو آنكه وجود امكانى باشد ذاتا خير بوده همانطور كه نسبت
بغير خودش نيز خير مىباشد و اين مقايسه و سنجش بر دو قسم است:
١- مقايسه و سنجش آن با علّتش، چه آكه هر معلولى با علّتى كه
مقتضى او است ملايم و مناسب مىباشد.
٢- مقايسه و سنجش آن با آنچه در عرض و رديف او قرار گرفته كه از آن
منتفع مىشود. در مقايسه دوّم نسبت ببرخى از اشياء عالم كون و فساد بملاحظه
پارهاى ازمان شرّى وجود دارد و ما بواسطه بيان تقسيم شيئ و اقسامى كه در كتب
حكمت از ارسطو در دفع اين شبهه نقل شده كيفيّت وقوع شرّ را انشاء اللّه متعرّض
خواهيم شد و نيز بيان خواهيم كرد كه شرّ عدم است فلذا در همينباره گفتهايم:
خير همچون شرّ بحسب احتمال بر محض و كثير و مساوى مشتمل است لذا
بايد بگوئيم:
شيئ يا خير محض بوده و يا خيرش بيش از شرّش مىباشد يعنى جنبه
خيرى آن بر شرّش غلبه دارد و يا با آن مساوى است و همچنين در طرف شرّ، پس
اقسام پنجتا مىباشند زيرا مساوى از هر دو يكقسم بحساب مىآيد چنانچه غالب از
هر كدام مستلزم آنست كه طرف مقابلش مغلوب باشد پس قسم عليحدّه و جداگانهاى
نمىباشد.
و بايد توجّه داشت كه قسمت يا بحسب خير و شرّ ذاتى است و يا باعتبار