فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٣٧ - مقاله شيخ در مبدء و معاد
تجزيه و تركيب
مع تعدّد: مضاف و مضافاليه، مضاف ظرف متعلّق به « توارد » است.
العلل: فاعل براى « توارد » .
على المشخّص: جارّ و مجرور، متعلّق به « توارد » و « الّذى قد انفعل» صفت
« المشخّص » است.
ترجمه: پس اگر عالم و خداوند كائنات متعدّد باشد لازمهاش توارد علل متعدّده
است بر معلول واحدى كه در تحت اثر آن علل قرار گرفته و اين باطل است.
شرح عربى: فبالنّظام الجملى العالم، اى العالم جملة ملحوظة متدليّة بعرش اللّه،
شخص من الحيوان لا، حيوان فقط، بل آدم، و انسان كبير، لكن لا
رأس له، كالانسان البشرى، و لا ذنب، كالحيوان العنصرى، كما له
ليس تشّه و غضب، لبرائة السّموات منها و ليس من شرط الحيوانيّة و
الانسانيّة المطلقتين هذه بل الحيوة و درك الكلّيّات و هما حاصلان له
باعتبار اشتماله على النّفوس و العقول و حينئذ، فمع تعدّد، اى تعدّد
اله العالم، توارد العلل، المستقلّة، على، المعلول، المشخّص، من الانسان
الكبير الشّخصى، الّذى قد انفعل، و تأثّر و هذا محال فتعدّد الا له
محال.
ترجمه: پس بواسطه نظام جملى كه عالم دارد يعنى وقتى عالم را مجموعا ملاحظه
نموده بطوريكه متولّى و مرتبط بعرض الهى هستند شخصى از حيوان بلكه نه تنها
حيوان بلكه آدم و انسان كبيرى وجود پيدا مىنمايد كه البتّه همچون انسان بشرى سر
نداشته و مانند حيوان عنصرى دم ندارد كما اينكه شهوت و غضب نيز در آن
نمىباشد زيرا سموات و آسمانها از شهوت و غضب برحذر مىباشند و بايد توجّه
داشت كه از شرائط حيوانيّت و يا انسانيّت مطلق اين نيست كه سر و دم و شهوت و
غضب در او وجود داشته باشد بلكه آنچه معتبر است تحقّق حيات و درك كلّيّات بوده كه
آنهم براى سماوات بملاحظه اشتمالشان بر نفوس و عقول حاصل مىباشد.