فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢٦ - دليل مختص به تخالف عوالم
تجزيه و تركيب
انّ: از نواسخ، اسماء اسم آن و كلمه « احياء » خبرش و « كلّه » مؤكّد،
« السّماء ».
الشّمس: مبتداء و قلب خبرش، جمله اسميّه معطوف به جمله اسميّه قبل و
همچنين « غيرها » مبتداء و « الاعضاء » خبر آن است و اين جمله نيز
معطوف است به حذف عاطف.
العنصرى: مبتداء و جمله « بدا » خبر آن است و « طفيفا » حال و « بجنب
الافلاك» متعلّق به « طفيفا » است.
ثقيلا او خفيفا: متعاطفين حال هستند از « العنصرى » .
بل: عاطفه بمعناى ترقّى.
جعل القوم: فعل و فاعل و « اولو الفطانة» مضاف و مضافاليه صفت براى
« القوم » است.
عناصرا: مفعول براى « جعل »
كحجر المثانة: مضاف و مضافاليه، مضاف مجرور متعلّق به « جعل » است.
ترجمه: آسمان با آنچه در آن است تمام موجودات زنده مىباشند، خورشيد قلب و
غير آن اعضاء اين موجود زنده هستند اجسام عنصرى اعمّ از اينكه ثقيل بوده يا
خفيف نسبت به افلاك موجودات بسيار ناچيز و غير قابل اهمّيّت هستند، بلكه از
باب فطانت و صاحبان هوش آنها را همچون سنگ مثانهاى در جنب انسان
دانستهاند.
شرح عربى: انّ السّماء كلّه، كواكبه و افلاكه الكلّيّة و الجزئيّة، احياء، عقلاء،
مسبّحون بحمد ربّهم، لا يسأمون و متواجدون فى عشق جماله، لا يفترون
لمكان نفوسها المتعلّقة بها و عقولها المشبّه بها و فى بعض الآثار النّبويّة
اطت السّاء و حقّ لها أن تاط ما فيها موضع قدم الّا و فيه ملك راكع
او ساجد.