فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢٣ - دليل مختص به تخالف عوالم
است:
اگر غير از عالم محسوس عالم ديگرى بود كه با آن تخالف داشت
مىبايست دو حركت متخالف در عالم هستى نمايان باشد زيرا همانطور كه تخالف
آثار دلالت بر تخالف مبادى آثار دارد عينا اتّحاد اثر دلالت بر وحدت مبدء مىكند و
چون در عالم هستى يك حركت بيشتر محسوس نيست لاجرم مبدء آنكه عالم باشد
بيش از يكى نمىباشد.
و چنانچه در دليل قبلى تذكر داديم عين اين عبارت و تقرير در اسفار نيست
لكن مرادش از بيانات و عبارات مذكور همين معنائى است كه ما مجملا و مختصرا
در اين كتاب نقل نموديم.
شرح عربى: ثمّ لمّا نفينا عالما آخر سوى هذا العالم اردنا ان نقول هذا العالم واحد
لا بالاجتماع و الاتّصال فقط بل انسان كبير واحد بالعدد باعتبار
النّفس و العقل الكلّيين اللّذين من عالم الوحدة و باعتبار انّ الوجود
فى الكلّ عين الهويّة و الوحدة الحقّة الظّلية و لا سيّما بالنظّر الى وجهه
الى اللّه الواحد و تدّليه بالحقّ المتعال الّذى هو على كلّ حاضر و غايب
شهيد و شاهد فقلنا:
ترجمه: سپس معلوم باشد وقتى عالم ديگر غير از اينعالم را نفى نموديم اينك
مىخواهيم بگوئيم:
اينعالم واحد است نه آنكه از قبيل واحد بالاجتماع و يا بالاتّصال فقط باشد
بلكه انسان كبيرى است كه باعتبار نفس و عقل كلّى كه از عالم وحدت هستند
واحد بالعدد بوده و نيز بملاحظه اينكه وجود در تمام عين هوّت و وحدت حقّه ظلّيّه
است واحد بالعدد مىباشد مخصوصا بلحاظ نظر نمودن به وجه وجود بجانب خداوند
يگانه و تعلّقش بحقّ متعال كه بر هر حاضر و غايبى شهيد و شاهد است فلذا در
تفصيل آن گفتهايم: