فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢١ - برهان مختص
و از اين وجود به اين اعتبار به وجود خاصّى تعبير كنند و مراد از وجود حقيقى در
حقتعالى همين وجود است كه در باب توحيد جماعت خاصّى به آن منتقل شده و آن
را درك مىنمايند و ايشان عبارتند از سلسله جليله اهل عرفان.
قوله: بالمعنى المصطلح للالهيين: فاعل از نظر لعت به جاىآورنده كار را
گويند و امّا از نظر اصطلاح ارباب معقول بايد گفت در آن دو اصطلاح است:
١- اصطلاح حكماء طبيعى كه فاعل را اصطلاحا بمعناى محرّك
مىدانند.
٢- اصطلاح حكماء الهى كه آنرا در مؤثّر و علّت استعمال مىنمايند و
غالبا بلكه دائما در مقابل قابل بكار مىرود چنانچه ابو البركات بغدادى در معتبر
آورده:
فاعل به چيزى اطلاق مىشود كه در غير خود اثر گذارد و اثرش باعث
استحاله متأثّر گردد و آنچه فعل از او صادر مىشود فاعل گويند چنانچه چيزى را كه
اثر فعل در آن واقع مىشود قابل مىنامند و به عبارت ديگر قابل همان محل يا
موضوع و يا مورد و يا هيولا و يا مادّه است.
شرح عربى: و امّا المختصّ بكلّ واحد من المخالفة النّوعيّد و المماثلة العدديّة ففى
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٣ ؛ ص١١٢١
سفار و المبدء و المعاد نقلا عن المعلّم الاوّل و الشّيخ الرّئيس من
شاء فليرجع اليهما
ترجمه و شرح فارسى:
برهان مختصّ
صاحب اسفار براى هر كدام از دو صورت (تماثل نوعى عوالم و تخالف
نوعى آنها) دليل عليحدّهاى آورده است:
البتّه دليل مختصّ به تماثل عوالم را از معلّم اول ارسطاطاليس و دليل
مختصّ به تخالف را از شيخ الرّئيس نقل نموده است: