فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١١١ - جواب مصنف(ره) از شبهه ابن كمونه
انتزاع مىنمايند.
مثلا حيوان انواع مختلفى دارد همچون: انسان، فرس، حمار، بقر و ساير
انواع ديگر كه تمام اينها در جنس (حيوان) مشترك و به فصول از هم ممتاز
مىشوند.
يا انسان داراى افراد مختلفى است نظير: زيد، عمرو، بكر، خالد و ديگر از
افراد كه همه در نوع (انسان) مشترك و به عوارض شخصيّه چون علم، جهل،
سياهى، سفيدى و امثال اينها از يكديگر جدا مىگردند.
حتّى در اجناس عاليه بسيطه كه در مرتبه ذات با هم مختلفند چون كمّ و
كيف و اين و متى و ديگر اعراض بايد گفت تمام در جهتى با هم مشترك هستند و
آن عرضيّت باشد و باعتبارى با هم فرق دارند.
و در تمام اين امثله اگر بين مختلفات بخواهيم قدر مشتركى را به عنوان
جامع انتزاعى ملاحظه كنيم بايد جهت اتّحاد و اشتراكشان را در نظر گرفت نه
جهت تخالف و امتياز را.
مثلا در مثال اوّل بايد گفت جامع بين انواع حيوان، جنس حيوان است
باعتبار اتّحادشان در اين جنس، ولى هرگز صحيح نيست كه بگوئيم قدر مشترك بين
آنها حيوان است باعتبار اختلافشان بفصول مايزه و حاصل كلام اينكه مختلفات
باعتبار تخالفشان منشاء انتزاع جامع انتزاعى نمىتوانند باشند اگرچه وجه اشتراكى
هم بين آنها باشد.
و با توجّه به اين امر در جواب شبهه مىگوئيم اگر واجبين بتمام ذات با هم
مختلف بوده و فقط در اتّصاف بوصف عرضى واجب با هم مشترك باشند هرگز
باعتبار تخالفشان نمىتوانيم وصف واجب را بين آندو مشترك قرار دهيم بلكه يك
وجه اشتراكى بايد بين آن دو باشد كه آن را منشاء انتزاع بتوانيم فرض كنيم
همانطورى كه در امثله گذشته بيان شد و اين وجه اشتراك بناچار همان عروض در
موضوع و حلول در محلّ بايد باشد يعنى هر دو در اين جهت با هم مشترك هستند و
وقتى واجبين را اين طور ملاحظه نموديم لاجرم در هر كدام جهت اشتراك و وجه
امتيازى حاصل مىشود كه تركيب از اين دو جهت محصلّ هر كدام از واجبين است