فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٠٨ - جواب از دفع شبهه ابن كمونه
١- ذاتى، ٢- عرضى.
و هر كدام از اين دو به اصطلاح استعمال مىشوند:
١- ذاتى و عرضى باب برهان.
٢- ذاتى و عرضى باب ايساغوجى.
ذاتى باب ايساغوجى: عبارتست از محموليكه حقيقت و كنه موضوع را واضح
مىنمايد و بعبارت ديگر آن است كه عين ذات چيزى باشد همچون جنس و فصل
كه عين نوع مىباشند پس حيوان ناطق در مثال: انسان حيوان ناطق است ذاتى باب
ايساغوجى مىباشد.
ذاتى باب برهان: عبارتست از محمولى كه از مقام ذات انتزاع شده و بر ذات
حمل شود مانند ممكن در مثال: انسان ممكن است.
عرضى باب ايساغوجى: عبارتست از محمولى كه از كنه و ذات موضوع
خارج باشد همچون اعراض و عرضى باب برهان كه به آن محمول بالضّميمه نيز
مىگويند عبارتست از عوارض وجود همچون بياض و سواد.
عرضى در باب ايساغوجى به دو عبارت اطلاق مىشود:
١- خارج محمول: و آن عرضى را گويند كه از حقيقت چيزى انتزاع شده و
سپس بر همان حقيقت حمل نمايند و در حقيقت همان ذاتى باب برهان است.
٢- محمول بالضّميمه: و آن عرضى را گويند كه با ذات مساسى نداشته
بلكه از كنه ذات خارج است ولى در مقام حمل محتاج است كه به ذات ضميمه
شود مانند ابيض و اسود و امثال اينها بعد از تمهيد اين مقدّمه در جواب دفع مذكور
مىگوئيم:
اشكال سابق الذّكر زمانى متوجّه ابن كمونه مىشود كه حمل بالعرض بودن
وجوب وجود را از قبيل عرضى در باب برهان (محمول بالضّميمه) بداند و در حقيقت
وجوب وجود را از عوارض وجود فرض كند ولى اين طور نيست بلكه ايشان وجوب
وجود را عرضى بمعناى خارج محمول (عرضى در باب ايساغوجى) مىداند و در
واقع آن را از عوارض ماهيّت همچون شيئيّت و امكان و امثال اينها تقدير نموده است
و شاهد بر اين مدّعا آنستكه در كلام ايشان بين عرضى و ذاتى جمع شده در