فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩٩ - برهان صديقين
شرح فارسى:
توضيح
يكى ديگر از مسائل مهم حكمت مسئله توحيد حقتعالى است و چنانچه
بزرگان گفتهاند بعد از مسئله اثبات وجود صانع اين مسئله پر اهميّتترين مسائل
است.
براى اثبات توحيد حضرتش ادلّه كثير و براهين متعدّد اقامه شده حتّى
مرحوم آشتيانى در حاشيه از بعضى نقل كرده كه رازى بالغ بر هزار برهان اقامه نوده
ولى چنانچه محقّق مزبور فرموده اسدّ البراهيم و محكمترين آنها همان برهان
صدّيقين است كه مرحوم مصنّف در اينجا ابتداء آن را آورده و حاصلش اين است:
برهان صدّيقين
صرف الوجود كه مقصود مجرّد وجود است بشرط لاء از تمام تقيّدات حتّى
از تقيّد باطلاق و مراد همان حقتعالى است واحد بوده و بر كثرت و تعدّد عارض
نمىشود زيرا امر از دو حال خارج نيست:
١- آنكه صرف الوجود مقتضى وحدت و يكى بودن باشد كه در اين
صورت مطلوب و مدّعا ثابت است.
٢- آنكه مقتضى وحدت نباشد در اين فرض باز امر از دو حال خارج
نيست:
الف: يا مقتضى كثرت است.
ب: يا نه مقتضى كثرت است و نه وحدت.
امّا فرض اوّل: اين فرض باطل است زيرا مستلزم اين است كه از فرض
كثرت عدم كثرت لازم بيايد زيرا اگر گفتيم صرف الوجود ذاتا مقتضى كثرت است
نه واحد، بلحاظ اينكه كثرت از واحد تحصّل مىيابد و بعبارت ديگر مبدء كثرت
وحدت است و وقتى مبدء منتفى شد قهرا منتها نيز نابود است.
امّا فرض دومّ: اين فرض نيز صحيح نيست زيرا اگر صرف الوجود ذاتا
مقتضى هيچ كدام از كثرت و وحدت نباشد معنايش اين است كه اين دو براى
صرف الوجود عرضى هستند و به ملاحظه اينكه هر امر عرضى محتاج بعلّت است