فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩٦ - استدلال متكلمين از طريق حدوث عالم و انتقاد مصنف(ره) بر ايشان
امّا بيان كبرا: گفتيم هر امرى كه خالى از حوادث نباشد حادث بوده و
محتاج به محدث است.
امّا اينكه حادث است جهتش اين است كه در غير اينصورت بايد قديم
باشد زيرا بين حدوث و قدم واسطه نيست و وقتى آن را قديم فرض كرديم از دو حال
خارج نيست:
١- يا صفات حادثه با او در قديم بودهاند كه در اين صورت لازم مىآيد
قدم و حدوث با هم در يكجا جمع شده باشند و اين امر محالى است.
٢- يا از آن صفات خالى است و اين نيز صحيح نيست چون لازمهاش خلوّ
حوادث از حادث مىشود، پس قهرا بايد بگوئيم موصوف حادث و اوصاف نيز از
حوادث هستند.
امّا احتياج حادث به محدث به جهت اين است كه اگر منتهى به محدثى
نشوند يا دور پيش مىآيد و يا تسلسل و هر دو باطل است.
مرحوم مصنّف اين استدلال را نه پسنديدهاند و مىفرمايند:
اساسا اثبات صانع از طريق حدوث اجسام طريق معتنابهاى نيست چه
آنكه تماميّت اين استدلال متوقّف است به اينكه موجودات عالم منحصر به اجسام
باشد و حال آنكه غير از اجسام موجودات ديگرى هستند نظير مجرّدات و نيز
اشكالات ديگرى در اين استدلال هست كه ذكر آنها باعث اطاله سخن مىشود
پس بهتر بلكه متعيّن اين است كه از طريق امكان موجودات اثبات حقتعالى را
بنمائيم بدون اينكه حدوث ممكنات را ملاحظه كنيم نه بصورت شرط و نه بطور جزء
و صورت استدلال را اينطور تقرير بنمائيم:
تمام موجودات ممكن هستند و هر ممكنى بواجبى منتهى مىشود پس تمام
عالم منتهى بواجب است.
امّا بيان صغرا: زيرا هيچيك از موجودات بدون مرجّح خارجى نه وجودش
راجح است و نه عدمش و اين معناى امكان است:
و امّا بيان كبرا: زيرا در غير اين صورت يا دور پيش مىآيد يا تسلسل.