فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨٤ - دليل بر اثبات صانع
سائر صفات كماليّه همچون علم، حيوة، اراده و امثال آن جارى است مثلا در
اثبات علم حضرتش مىگوئيم:
حقيقت علم يا واجب است كه در اين صورت مدّعا ثابت مىشود و يا
ممكن كه در اين فرض مستلزم علمى است كه واجب مىباشد يا بدليل خلف
بتقريرى كه در وجود گذشت و يا بدليل غير خلف (استقامت) به بيانى كه تشريح
شد و يا در اثبات حيوة چنانچه فارابى نيز گفته است مىگوئيم:
واجب است در بين انحاء حيات و افراد آن حياتى باشد كه بالذّات بوده و
تمام افراد ديگر به آن منتهى شوند و آن حيات حق تعالى است پس حيات او واجب
است و در غير اين صورت بايد ممكن بوده و به حيات بالذّات ديگرى منتهى گردد و
اين خلاف فرض است زيرا فرض اين است كه تمام انحاء حيات به آن منتهى
مىشوند.
و يا در اثبات اختيار مىگوئيم:
در بين انحاء اختيار بايد فردى باشد كه تمام اختيارات به آن منتهى شده و
آن بالذّات بوده و به اختيار ديگرى مستند نباشد و در غير اين صورت يا دور لازم
مىآيد و يا تسلسل.
و خلاصه كلام اين است كه عارض ذاتيّه وجود كه همان صفات كماليّه
باشند چون حيوة، قدرت، اراده، اختيار، علم و امثال اينها در جميع احكام با وجود
مشترك مىباشند لذا همانطورى كه صرف الوجود و حقيقت وجود كه همان وجود
حقتعالى است ذاتا قابل عدم نيست و نيز عين ذات واجب مىباشد صفات مذكوره
نيز چنين بوده و بايد گفت علم و حيوة و قدرت ذاتا قابل عدم نبوده و عين ذات
حضرتش مىباشند و تمام ادلّهاى كه بر اثبات حقيقت وجود در دست هست عينا
بهمان ادلّه اين صفات را با خصوصيّتى كه گفته شد اثبات مىكنند.
قوله: و انمّا عبّرنا عن الصّفات الكماليّة: مرحوم مصنّف در بيتى كه گذشت
فرمود: « و قس عليه كلّما ليس امتنع»، سپس فرمود مراد از « ليس امتنع» صفات
كماليّه است، اينكه مىفرمايد اينكه از صفات كماليه بعبارت « ليس امتنع» يعنى
ممكنه عامّه تعبير نموديم جهتش اين بود كه اشاره كنيم ملاك و مناط صفات