عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠ - ١٠٣- خدايا شاهد باش
«مُرّة بن مُنقِد» ناجوانمردانه با نيزهاش از پشت بر او حمله كرد كه على اكبر از روى زين اسب افتاد و مرّة با شمشير بر فرق آن حضرت زد و سرش را شكافت. دشمن خونخوار و سنگدل و وحشى اطرافش را گرفتند و با شمشيرها بدن پاكش را قطعه قطعه نمودند. [١]
در آخرين دقائق عمر على اكبر عليه السلام صدا زد:
«يا أَبَتاهُ السَّلامُ عَلَيْكَ: هذا جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ قَدْ سَقانِي بِكَأْسِهِ الْأَوْفى وَيُقْرِئُكَ السَّلامَ وَ يَقُولُ: عَجِّلْ الْقُدُومَ إِلَيْنا فَإِنَّ لَكَ كَأساً مَذْخُورَةً
؛ سلام بر تو يا أبتاه، اين جدم رسول خداست كه مرا سيراب كرد و بر تو سلام مىرساند و مىگويد: «در آمدنت به نزد ما شتاب كن، كه براى تو جامى از شراب بهشتى ذخيره نمودهام». [٢]
آنگاه فريادى زد و به شهادت رسيد.
امام عليه السلام با شنيدن صداى على اكبر عليه السلام چون بازشكارى خود را كنار پيكر غرقه به خون فرزندش رساند.
بنا به نقل سيد بن طاووس:
«فَجاءَ الْحُسَيْنُ عليه السلام حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلى خَدِّهِ
؛ امام عليه السلام بر بالين على اكبر حاضر شد و صورت به صورت فرزندش نهاد». [٣]
وضعيّت دلخراشى بود، چنان آن صحنه امام عليه السلام را متأثر ساخت كه آن قوم را نفرين كرد:
«قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوكَ
؛ خداوند بكشد قومى كه تو را شهيد كرد». [٤]
در آن حال امام عليه السلام سخت منقلب شد به گونهاى كه صداى گريه آن حضرت بلند گرديد در حالى كه كسى تا آن زمان صداى گريه او را نشنيده بود. [٥]
آنگاه فرمود:
«عَلَى الدُّنْيا بَعْدَكَ الْعَفا
؛ پس از تو، افّ بر اين دنيا باد». [٦]
[١]. ارشاد مفيد، ص ٤٥٩.
[٢]. رجوع شود به: مقاتل الطالبيين، ص ٥٢ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٤٤.
[٣]. ملهوف (لهوف)، ص ١٦٧.
[٤]. ارشاد مفيد، ص ٤٥٩.
[٥]. نفس المهموم، ص ١٦٢.
[٦]. ارشاد مفيد، ص ٤٥٩.