عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢ - ٦٥- آمادهسازى براى حادثهاى بزرگ
عمّهام گفت: پدر و مادرم فدايت باد اى اباعبداللَّه! آيا به ستم كشته خواهى شد؟
جانم به قربان تو!
بغض گلوى امام عليه السلام را فشرد و اشك در چشمانش حلقه زد و فرمود:
«لَوْ تُرِكَ الْقَطا لَيْلًا لَنامَ!
؛ اگر مرغ قطا (پرندهاى زيبا و خوشخوان) را (صيّادان) به حال خود رها مىكردند، در آسايش و آرامش به خواب مىرفت».
عمّهام گفت:
«يا وَيْلَتا! أفتَغْصِبُ نَفْسَك اغْتِصَاباً، فَذاك أَقْرَحُ لِقَلْبي وَأَشَدُّ عَلى نَفْسي
؛ اى واى! آيا راه چاره را بر خود بسته مىبينى؟ و اين دل مرا بيشتر جريحه دار كرده و جانم را مىسوزاند!»؛ پس بر صورت خود زد و گريبان چاك كرد و بى هوش افتاد.
امام حسين عليه السلام برخاست و خواهر را به هوش آورد و فرمود:
«يا أُخَيَّةُ اتَّقي اللَّهَ وَ تَعَزّي بِعَزاءِ اللَّهِ، وَ اعْلَمي أَنَّ أَهْلَ الْأَرْضِ يَمُوتُونَ، وَ أَنَّ أَهْلَ السَّماءِ لا يَبْقُونَ، وَ أَنَّ كُلَّ شَىْءٍ هالِكٌ إِلّا وَجْهَ اللَّهِ الَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ بِقُدْرَتِهِ، وَ يَبْعَثُ الْخَلْقَ فَيَعُودُونَ، وَ هُوَ فَرْدٌ وَحْدَهُ، أَبِي خَيْرٌ مِنّي، وَ امّي خَيْرٌ مِنّي، وَ أَخي خَيْرٌ مِنّي، وَ لي وَلَهُمْ وَ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بِرَسُولِ اللَّهِ اسْوَةٌ»
. «خواهرجان! تقواى خدا را پيشهساز و به شكيبايى الهى خود را تسلّى بده و بدان كه همه زمينيان مىميرند، و اهل آسمان نمىمانند و همه چيز جز ذات پاك آفريدگار، فانى شوند، همان خدايى كه با قدرت خود، زمين را آفريد و خلايق را بر مىانگيزد و همه به سوى او باز مىگردند و او يگانه بى همتاست.
پدرم اميرمؤمنان از من بهتر بود، مادرم- فاطمه عليها السلام- از من بهتر بود. برادرم امام مجتبى عليه السلام از من بهتر بود. [و با اين وصف همه رخ در نقاب خاك كشيدند و به سراى باقى شتافتند و ما نيز بايد برويم]. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى من و آنان و هر مسلمانى (در تحمّل بلاها و مصيبتها) الگو و سرمشق است».
امام عليه السلام، خواهر خود را با اين گونه سخنان تسلّى داد و به او فرمود:
«يا أُخَيَّةُ! إِنّي أُقْسِمُ عَلَيْكِ فَأُبَرّي قَسَمي، لا تَشَقّي عَلَىَّ جَيْباً، وَ لا تَخْمِشي عَلَىَّ وَجْهاً،