عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤ - رمز و راز مماشات عمر با معاويه!
«محمّد بن مسلمه انصارى» را به جانب «عمرو بن عاص» كه فرماندارى مصر را به عهده داشت روانه ساخت تا به حساب و كتاب وى رسيدگى كند و در صورت تخلّف، اموالش را مصادره نمايد. نماينده خليفه در مصر بدون آنكه به طعام آماده «عمرو» دست بزند نصف دارايى او را مصادره كرد و با خود به مدينه آورد. [١]
و آنگاه كه «ابوهريره» از طريق نامشروع به بيت المال مسلمين خيانت كرد، اندوختهاش را به بيت المال بازگرداند و با شلّاق بر پشت و بدن وى نواخت و با خشونت به وى خطاب كرد و گفت: «مادرت «اميمه» تو را جز براى خرچرانى نزاييده است!». [٢]
سيره و رفتار عمر چنان بود كه همه ساله دارايى و اموال فرمانداران و عمّالش را با دقّت تمام رسيدگى مىكرد و در صورت عزل هر يك، دارايىهاى آنان را مصادره مىكرد. [٣]
ولى با اين همه سختگيرىها چه رازى در طرز رفتار وى با معاويه نهفته بود كه در مقابل خيانتها و بدعتهاى زشت او هرگز واكنش جدّى از خود نشان نداد؟
در حالى كه عزل معاويه و قراردادن فرد شايستهاى به جاى وى، براى عمر در آن زمان بسيار آسان بود، امّا چنان با وى مماشات مىكرد كه سبب حيرت و اعجاب همه محقّقان بى طرف امّت است.
كارهاى ضدّ دينى پيدا و پنهان معاويه هيچگاه از ديدگاه عمر پنهان نبود. او خود به هنگام ديدن معاويه مىگفت: «وى كسراى عرب است!» [٤] ولى در عمل وى را براى
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ١، ص ١٧٥. عمروعاص چنان از اين برخورد برآشفت كه گفت: «لَعَنَ اللَّهُ زَماناً صِرْتُ فِيهِ عَامِلًا لِعُمَرَ؛ نفرين بر اين زمانه كه من كارگزار عمر هستم».
[٢]. «قالَ: ما رَجَعَتْكَ أُمَيْمَةُ إِلَّا لِرَعْيَةِ الْحُمُرِ» عقد الفريد، ج ٢، ص ١٤.
[٣]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ١٧٤ به بعد.
[٤]. تاريخ ابن عساكر، ج ٥٩، ص ١١٤ و ١١٥، و اسد الغابة، ج ٤، ص ٣٨٦.