عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - پناهگاه ستمديدگان
اشاره:
حوادث تاريخى را نمىتوان جداى از يكديگر مورد مطالعه قرار داد؛ چرا كه در اين صورت نمىتوان براى همه پرسشهاى آن حوادث، پاسخى در خور يافت.
در حقيقت، يك حادثه تاريخى از پيوند سلسله حوادثى- همچون حلقههاى به هم پيوسته زنجير- پديد مىآيد. هر حادثه، چه كوچك و چه بزرگ، ريشهاى در گذشته دارد، همانگونه كه آثار و پىآمدهايى در آينده خواهد داشت.
طبيعى است كه حادثه هر چه پيچيدهتر و بزرگتر باشد، ريشهيابى آن نياز به دقّت و پىجويى بيشترى دارد.
حادثه بزرگى همچون حادثه عاشورا نيز از اين قاعده مستثنا نيست؛ نمىتوان آن را فقط در ظرف تحقّقش، يعنى سال ٦١ هجرى، مورد تحليل و بررسى قرار داد؛ چرا كه در اين صورت پرسشهاى بىپاسخ فراوانى براى يك تحليلگر باقى مىماند.
پرسشى از اين دست كه چگونه مىتوان باور كرد، امّت اسلامى، فرزند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، تنها بازمانده خمسه طيّبه و جگرگوشه فاطمه زهرا عليها السلام را به آن صورت فجيع به شهادت برساند؛ به كودك و پير و جوان و زن و مرد اين خانواده رحم نكند؛ جمعى را از دمِ تيغ بگذراند و جمعى ديگر را به اسارت برد و از هيچ ستمى در حقّ آنان دريغ نورزد.