عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٩ - ب) قيام توّابين
ذلِكَ، فَعَسى رَبُّنا يَرْضى عَنَّا عِنْدَ ذلِكَ
؛ نه به خدا سوگند! چارهاى نيست جز آن كه قاتلان آن حضرت و همراهان آنان را به كيفر رسانيد و يا در اين راه كشته شويد؛ شايد با اين كار خداوند از ما خشنود شود».
پس از وى رفاعة بن شدّاد و آنگاه عبداللَّه بن سعد رشته سخن را به دست گرفتند و پيشنهاد كردند رهبرى اين گروه را سليمان بن صرد كه صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله و مرد مطمئن و شايستهاى است بر عهده گيرد.
پس از آن سليمان شروع به سخن كرد و پس از مقدّماتى گفت: «... ما منتظر ورود خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم، به آنان وعده يارى داديم و او را براى آمدن به عراق تشويق كرديم، ولى هنگامى كه آنان به سوى ما آمدند، سستى كرده و ناتوانى به خرج داديم و منتظر (حوادث) نشستيم، تا آنجا كه فرزند پيامبر و پاره تن او در ميان ما كشته شد. هر چه فرياد كمك خواهى سر داد، به كمكش نشتافتيم؛ فاسقان او را هدف تير و نيزه قرار دادند، آهنگ كشتن او كردند و به وى يورش بردند، ولى ما كارى انجام نداديم».
آنگاه افزود:
«أَلا إِنْهَضُوا، فَقَدْ سَخَطَ عَلَيْكُمْ رَبُّكُمْ، وَ لا تَرْجِعُوا إِلَى الْحَلائِلِ وَ الْأَبْناءِ حَتّى يَرْضَى اللَّهُ، وَاللَّهِ ما أَظُنُّهُ راضِياً دُونَ أَنْ تُناجِزُوا مَنْ قَتَلَهُ
؛ برخيزيد و قيام كنيد! چرا كه خداوند بر شما خشمگين شده است، به سوى همسران و فرزندانتان باز نگرديد، تا آنگاه كه خداوند از شما راضى شود. به خدا سوگند! گمان نمىكنم خدا از شما راضى شود مگر آن كه با قاتلان آن حضرت نبرد كنيد (و از آنان انتقام بگيريد)».
سپس ادامه داد: «از مرگ نترسيد؛ چرا كه هر كس از مرگ بترسد ذليل خواهد شد و همانند قوم بنىاسرائيل باشيد (كه به خاطر نافرمانى خداوند) پيامبرشان (موسى عليه السلام) به آنها گفت:
«إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ
؛ شما به خويشتن ستم كرديد» و ادامه داد:
«فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ
؛ پس توبه كنيد و به سوى خالق خود بازگرديد و تن به كشتن دهيد». [١]
[١]. بقره، آيه ٥٤.