عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٣ - ٣- خطبه تاريخى زينب كبرى عليها السلام در كوفه
واى بر شما! آيا مىدانيد چه جگرى را از محمد صلى الله عليه و آله شكافتيد؟ و چه پيمانى را گسستيد؟ و چه حرمسراى ارزشمندى از رسول خدا صلى الله عليه و آله را آشكار كرديد (پردهنشينان حريم محمّدى را بر كوچه و بازار نشان داديد؟) و چه حرمتى را از او هتك كرديد؟ و چه خونى را از او بر زمين ريختيد؟ به راستى كار زشت و وحشتناكى انجام دادهايد، كه نزديك است بخاطر اين كار، آسمانها از هم متلاشى گردد و زمين شكافته شود و كوهها به شدت فرو ريزد!
كار شما، زشت، بسيار خطرناك، تيره و تار، وخامت بار و نادرست و (زشتى آن) به گستردگى زمين و آسمان بود. آيا اگر از آسمان خون ببارد تعجب مىكنيد؟ (بدانيد كه) عذاب آخرت براى شما خواركنندهتر است و آنان [/ جنايتكاران] هرگز يارى نمىشوند.
مهلت خداوند شما را مغرور نسازد، چرا كه خداوند كارى شتابزده نمىكند (و به موقع ستمگران را مجازات مىكند) و انتقام خون مظلوم هرگز از او فوت نمىشود، به يقين پروردگار در كمين ما و شماست».
آنگاه حضرت زينب عليها السلام اين اشعار را خواند:
|
ماذا تَقُولُونَ إِذْ قالَ النَّبِيُّ لَكُمْ |
ماذا صَنَعْتُمْ وَأَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ |
|
|
بِأَهْلِ بَيْتي وَأَوْلادي وَتَكْرُمَتي |
مِنْهُمْ أُسارى وَمِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمِ |
|
|
ما كانَ ذاكَ جَزائي إِذْ نَصَحْتُ لَكُمْ |
أَنْ تُخْلِفُونِي بِسُوءٍ في ذَوِي رَحِمِي |
|
|
إِنِّى لَأَخْشى عَلَيْكُمْ أَنْ يَحُلَّ بِكُمْ |
مِثْلُ الْعَذابِ الَّذي أَوْدى عَلى ارَمَ |