عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٨ - ١١٥- سخنان و اشعار امام عليه السلام در برابر دشمن
سكينه فرياد برآورد: پدرجان! آيا تسليم مرگ شدهاى؟! امام پاسخ داد:
«كَيْفَ لا يَسْتَسْلِمُ مَنْ لا ناصِرَ لَهُ وَ لا مُعينَ؟
؛ چگونه تسليم نشود كسى كه يار و ياورى براى او نمانده است؟».
سكينه گفت: پدر جان! (حال كه چنين است) ما را به حرم جدّمان برگردان!
«هَيْهاتَ، لَوْ تُرِكَ الْقَطا لَنامَ
؛ هيهات! اگر مرغ قطا را رها مىكردند در آشيانهاش آرام مىگرفت» (اشاره به اينكه ما را رها نخواهند كرد).
صداى گريه بانوان برخاست، امام آنان را آرام كرد و به سوى دشمن حملهور شد. [١]
١١٥- سخنان و اشعار امام عليه السلام در برابر دشمن
امام حسين عليه السلام به دشمنان نزديك شد و خطاب به آنان فرمود:
«يا وَيْلَكُمْ أَتَقْتُلُونِي عَلى سُنَّةٍ بَدَّلْتُها؟ أَمْ عَلى شَريعَةٍ غَيَّرْتُها، أَمْ عَلى جُرْمٍ فَعَلْتُهُ، أَمْ عَلى حَقٍّ تَرَكْتُهُ؟
؛ واى بر شما! چرا با من مىجنگيد؟ آيا سنّتى را تغيير دادهام؟ يا شريعتى را دگرگون ساختهام؟ يا جرمى مرتكب شدهام؟ و يا حقّى را ترك كردهام؟».
گفتند: «
إِنَّا نَقْتُلُكَ بُغْضاً لِأَبِيكَ
؛ بلكه به خاطر كينهاى كه از پدرت به دل داريم، با تو مىجنگيم و تو را مىكشيم». [٢]
امام عليه السلام چون اين اشعار را مىخواند، بر آنان حلمه ور شد:
|
كَفَرَ الْقَوْمُ وَ قِدْماً رَغَبُوا |
عَنْ ثَوابِ اللَّهِ رَبِّ الثَّقَلَيْنِ |
|
|
قَتَلَ الْقَوْمُ عَلِيّاً وَ ابْنَهُ |
حَسَنَ الْخَيْرِ كَريمَ الطَّرَفَيْنِ |
|
|
حَنَقاً مِنْهُمْ وَ قالُوا أَجْمِعُوا |
أُحْشُرُوا النَّاسَ إِلى حَرْبِ الْحُسَيْنِ |
|
|
يا لَقَوْمٍ مِنْ أُناسٍ رُذَّلٍ |
جَمَعُوا الْجَمْعَ لِأَهْلِ الْحَرَمَيْنِ |