عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨ - مولى أبيذرّ
چنانكه با قوم عاد و ثمود كردى، خداوندا سلامم را به پيامبرت ابلاغ كن و از دردى كه به من رسيده او را با خبر ساز، كه هدفم از تحمل اين همه درد و رنج در راه يارى ذريه پيامبرت، براى رسيدن به پاداش تو است».
آنگاه چشمانش را گشود و به چهره نورانى امام نگريست و عرض كرد:
«أَوَفَيْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
؛ آيا به وظيفهام عمل كردم و وفا نمودم؟».
امام عليه السلام در پاسخ فرمود:
«نَعَمْ، أَنْتَ أَمامِي فِي الْجَنَّةِ
؛ آرى، تو پيشاپيش من به بهشت خواهى رفت».
«سعيد بن عبداللَّه» با شنيدن اين كلام غرق سرور و شادى شد و جان به جان آفرين تسليم كرد. [١]
مسأله شهادت ياران امام حسين عليه السلام تنها مسأله نهادن جان بر سر اهداف آن حضرت نيست، مهمتر از آن سطح بالاى معرفت آنها نسبت به مقام امام عليه السلام و آمادگى بىقيد و شرطشان براى انجام فرمان آن حضرت، و درك صحيح معناى ولايت است كه در لابهلاى كلمات آنان موج مىزند.
٩٧- جَون [٢] مولى أبيذرّ
«جَوْن» غلام سياهى كه اميرمؤمنان على عليه السلام او را خريدارى كرد و به ابوذر غفارى بخشيده بود. او در ربذه- تبعيدگاه ابوذر- همراه ابوذر بود و پس از شهادت ابوذر در سال ٣٢ هجرى به مدينه بازگشت و در خدمت اميرمؤمنان على عليه السلام و سپس امام حسن مجتبى عليه السلام و پس از آن در خدمت امام حسين عليه السلام بود. او به همراه امام از مدينه به مكه
[١]. اعيان الشيعة، ج ١، ص ٦٠٦ و ابصارالعين، ص ١٢٦.
[٢]. بعضى نامش را جُوَين ثبت كردهاند و برخى نام وى را «حُوَىّ» دانستهاند. (رجوع شود به: انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٣)