عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - ٨٣- حرّ بن يزيد رياحى
حمايت كنم و در پيش رويت كشته شوم، آيا توبه من پذيرفته است؟!
امام عليه السلام با مهربانى پاسخ داد:
«نَعَمْ، يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْكَ وَيَغْفِرُ لَكَ
؛ آرى خداوند توبهات را مىپذيرد و گناهانت را مىبخشد». [١]
در تاريخ مىخوانيم كه حر چون به نزديك امام حسين عليه السلام رسيد با خداى خود چنين مناجات كرد:
«أللَّهُمَّ إِلَيْكَ انيبُ فَقَدْ أَرْعَبْتُ قُلوبَ أَوْلِيائِكَ وَأَوْلادِ نَبِيِّكَ
؛ خدايا به سوى تو بازگشت و توبه مىكنم كه دلهاى دوستان تو و فرزندان پيامبرت را ترساندم». [٢]
به نقل «خوارزمى» در كتاب مقتل خود، حرّ پس از اعلام توبه به امام عرض كرد:
يابن رسول اللَّه! من اوّل كسى بودم كه راه را بر تو بستم، اجازه بده تا اوّل كشته برابرت باشم به اميد آنكه فرداى قيامت دست در دست جدّت نهم. امام عليه السلام فرمود: «تو از كسانى هستى كه خداوند توبه آنها را پذيرفته است».
آرى او اوّل كسى بود كه به ميدان رفت و شهيد شد. [٣]
ولى مطابق نقل طبرى و ابن كثير، حرّ پس از كشته شدن حبيب و قبل از نماز ظهر به اتفاق زهير بن قين به دشمن حمله كرد، به گونهاى كه هر يك در محاصره دشمن قرار مىگرفت، ديگرى به كمك او مىشتافت و او را از محاصره دشمن بيرون مىآورد تا آنكه اسب حرّ را پى كردند، ولى وى همچنان مىجنگيد. [٤]
مطابق نقل ديگرى، حرّ دليرانه مىجنگيد و اين رجز را مىخواند:
|
إنّي أَنَا الحُرُّ ومُؤوِى الضَّيْفِ |
اضْرِبُ في أعْراضِكُم بِالسَّيفِ |
|
|
عَنْ خَيْرِ مَنْ حَلَّ بِلادَ الخيفِ |
أَضْرِبُكُمْ وَلا أرى مِنْ حَيْفٍ |