عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - ٦٤- شيرينتر از عسل
نخواهم شد تا در ركاب تو جان دهم. پس چرا چنين نكنم در حالى كه كشته شدن فقط يك بار است و پس از آن كرامتى جاودانه است كه پايانى ندارد».
پس از او، ياران نامدار امام عليه السلام زهير بن قين و گروه ديگرى از اصحاب، سخنان حماسى همانندى بر زبان جارى ساختند. [١]
تاريخ جهان را ورق بزنيد، آيا مىتوانيد جريانى شبيه جريان شب عاشورا پيدا كنيد، شبى كه پيشواى مردم و فرمانده لشكر به همه سپاهيان و افسران خود اذن ترك منطقه و نجات از مهلكه دهد، و آنها با علم و يقين به مرگ در فرداى آن شب، با افتخار و شادى اعلام وفادارى كنند و آماده باشند كه نه يك جان، بلكه اگر هزارجان داشته باشند فداى او كنند!
چه حماسه باشكوه، چه صحنه عجيب و فراموش نشدنى، و چه علاقه و عشق آتشينى به شهادت در راه خدا و در ركاب يك رهبر الهى و آسمانى.
بى شك اگر اراده آهنين و عزم راسخ، و وفادارى بى نظير آنها در ميان مسلمين جهان تقسيم گردد هر كدام سهم وافرى خواهند داشت و دشمنان را براى هميشه مأيوس خواهند كرد.
ياد اين بزرگ مردان تاريخ گرامى باد.
و راهشان پر رهرو!
٦٤- شيرينتر از عسل
ابوحمزه ثمالى در روايتى از امام سجّاد عليه السلام ماجراى وفادارى ياران و خاندان حضرت را در شب عاشورا بازگو مىكند، تا آنجا كه امام عليه السلام خبر شهادت همه يارانش
[١]. الدمعة الساكبة، ج ٤، ص ٢٧١؛ ناسخ التواريخ، ج ٢، ص ١٥٨- ١٨٠. بخشى از اين ماجرا در ارشاد مفيد، ص ٤٤٢- ٤٤٣ آمده است.