عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٣ - ٦٢- خطبه تاريخى امام عليه السلام در شب عاشورا
بر من دست يابند و مرا به قتل برسانند، ديگر به سراغ شما نخواهند آمد!». [١]
ابوحمزه ثمالى از على بن الحسين عليه السلام نقل مىكند كه فرمود: «من در آن شبى كه فردايش پدرم به شهادت رسيد نزد پدرم بودم، امام به يارانش فرمود: اكنون شب است، از تاريكى آن به عنوان مركب استفاده كنيد. اين گروه، تنها قصد جان من كردهاند و چون مرا كشتند با شما كارى ندارند، شما آزاديد كه برويد».
ولى ياران امام عليه السلام يك صدا گفتند: «نه به خدا سوگند! هرگز چنين چيزى مباد!» (ما مىمانيم و در ركابت شربت شهادت مىنوشيم) امام چون وفادارى اصحاب را تا مرز شهادت ملاحظه كرد فرمود:
«إِنَّكُمْ تُقْتَلُونَ غَدَاً كَذلِكَ، لا يَفْلِتُ مِنْكُمْ رَجُلٌ
؛ فردا همه شما همانند من به فيض شهادت نائل خواهيد شد و كسى از شما باقى نخواهد ماند».
ياران با شادمانى گفتند:
«الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذي شَرَّفَنا بِالْقَتْلِ مَعَكَ
؛ خداى را سپاس كه افتخار شهادت در راهش را در ركاب تو نصيب ما كرد!».
امام عليه السلام در حقّ همه آنان دعا كرد و آنگاه فرمودند:
«ارْفَعُوا رُؤُوسَكُمْ وَ انْظُرُوا
؛ سرهاى خود را بلند كنيد و جايگاه خود را ببينيد!».
ياران و اصحاب نظر كرده و جايگاه و مقام خود را در بهشت برين مشاهده كردند و امام عليه السلام جايگاه رفيع هر كدام را به آنها نشان مىداد و مىفرمود:
«هذا مَنْزِلُكَ يا فُلانُ، وَ هذا قَصْرُكَ يا فُلانُ، وَ هذِهِ دَرَجَتُكَ يا فُلانُ
؛ اى فلان كس! اين جايگاه از آن توست و اين قصر تو و آن درجه رفيع تو».
اين بود كه اصحاب با سينههاى گشاده و چهرههاى باز (با شادى و افتخار) به استقبال نيزهها وشمشيرها مىرفتند تا سريعتر بهجايگاهى كه در بهشت دارند، برسند. [٢]
[١]. فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ١٦٩- ١٧٠.
[٢]. بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٩٨.