عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣ - ٤٠- امام حسين عليه السلام امان دشمن را نمىپذيرد
من ستم روا خواهند داشت». [١]
اين تعبيرات به خوبى نشان مىدهد كه امام عليه السلام خود را بر سر دو راهى مىديد: تسليم شدن در برابر يزيد و بر جنايات و گمراهىهاى آل اميّه صحّه نهادن، و عدم تسليم و تن به شهادت شرافتمندانه و بيدارگر سپردن، و امام عليه السلام دومى را برگزيده بود، هر چند گروهى راه اوّل را توصيه مىكردند.
امام عليه السلام با نامههاى داغ و كوبنده و هشدارهاى شديدى كه درزمان حكومت معاويه مىداد- و شرح آن گذشت- سازش ناپذيرى خود را اثبات فرموده بود، و آنها هم تصميم داشتند يا آن حضرت را به زور وادار به تسليم كنند يا شهيد نمايند، ولى نمىدانستند در پشت اين شهادت چه تحوّل و حركتى روى خواهد داد، و چه آثارى- در كوتاه مدّت و دراز مدّت- در جهان اسلام به جاى خواهد گذاشت.
٤٠- امام حسين عليه السلام امان دشمن را نمىپذيرد
عبداللَّه بن جعفر به دنبال پيشنهاد خود و پاسخ امام عليه السلام هراسان شده به نزد عمرو بن سعيد (فرماندار مكّه) رفت و تقاضاى امان نامه براى امام عليه السلام كرد و از وى خواست به امام عليه السلام اطمينان دهد و از او بخواهد به مكّه بازگردد. عمرو بن سعيد نامهاى براى امام عليه السلام نوشت و در آن يادآور شد كه به نزد من بيا كه تو در كنار من در امان و آسايشى.
چون امان نامه فرماندار مكه به دست امام عليه السلام رسيد، در پاسخ چنين مرقوم داشت:
«انْ كُنْتَ ارَدْتَ بِكِتابِكَ الَىَّ بِرّي وَ صِلَتِي فَجُزِيتَ خَيْراً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ إِنَّهُ لَمْ يُشاقِقِ اللَّهَ مَنْ دَعا الَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمينَ وَ خَيْرُ الْامانِ امانُ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ مَنْ لَمْ يَخَفْهُ فِي الدُّنْيا فَنَسْأَلُ اللَّهَ مَخافَةً فِي الدُّنْيا تُوجِبُ لَنا امانَ
[١]. فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ١١٥- ١١٦ و مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ٢١٧- ٢١٨ (با مختصر تفاوت).