عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١ - ٣٨- احترام حرم الهى
امام عليه السلام پاسخ داد:
«أَنْظُرُ فيما قُلْتَ
؛ در اين باره مىانديشم».
ولى ديدند كه امام عليه السلام سحرگاهان آماده كوچ كردن (به سوى عراق) است؛ چون خبر به محمّد بن حنفيّه رسيد. نزديك آمد و مهار ناقه امام عليه السلام را به دست گرفت و عرض كرد:
اى برادر! آيا نفرمودى كه در اين باره مىانديشم؟
امام عليه السلام فرمود: آرى.
عرض كرد: پس چه شده است با اين شتاب رهسپارى؟
فرمود:
«أَتاني رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بَعْدَ ما فارَقْتُكَ، فَقالَ: يا ٢٣ حُسَيْنُ عليه السلام اخْرُجْ فَإِنَّ اللَّهَ، قَدْ شاءَ انْ يَراكَ قَتيلًا
؛ هنگامى كه از تو جدا شدم، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم، به من فرمود:
اى حسين! رهسپار (عراق) شو، خداوند مىخواهد تو را كشته ببيند!».
محمّد بن حنفيّه گفت: « «إِنَّا للَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»؛ ما از آن خداييم و به سوى خدا بر مىگرديم». با اين حال چرا اين زنان را با خود مىبرى؟!
امام عليه السلام فرمود:
«قَدْ قالَ لِي: إِنَّ اللَّهَ قَدْ شاءَ أَنْ يَريهُنَّ سَبايا
؛ رسول خدا به من فرمود:
خداوند مىخواهد كه آنان را اسير ببيند!!».
امام عليه السلام پس از اين گفتگو با برادرش خداحافظى كرد و رفت! [١]
دستورى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در عالم رؤيا به فرزند دلبندش امام حسين عليه السلام داد، پرده از روى حقيقت مهمّى برداشت و آن اين كه گاه درهم شكستن دشمن سبب پيروزى و رسيدن به اهداف مقدّس مىشود و گاه شهادت و اسارت، و اين بار نوبت شهادت و اسارت بود!
بى شك، خواست خدا بدون حكمت نيست، حكمت بالغه الهى ايجاب مىكرد كه با شهادت امام و يارانش و اسارت همسر و خواهر و دخترانش از يك سو، پرده از چهره
[١]. ملهوف (لهوف)، ص ١٢٧- ١٢٨ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٦٤.