عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠ - ٣٨- احترام حرم الهى
اين خطبه كوتاه، از پر معنىترين خطبههاى امام عليه السلام است كه نشان مىدهد:
اوّلًا- امام عليه السلام از آينده اين سفر پر خطر- سفر به عراق- به خوبى آگاه بود ولى چون رضاى خدا را در آن مىدانست به آن اقدام فرمود.
به تعبير ديگر، آن را يك آزمون بزرگ الهى مىديد كه در كوتاه مدّت و دراز مدّت آثار مهمّى براى جهان اسلام در بر خواهد داشت، و سبب رسوايى خطرناكترين دشمنان اسلام و سرنگونى آنان خواهد شد، و درسى پر از عبرت و حماسه و عزّت و افتخار براى آيندگان بجا خواهد گذارد.
ثانياً- هيچ كس از همراهان خود را كه در اين مسير گام نهاده بودند از آينده آن بى خبر نگذاشت و اغفال نكرد تا فقط پاكبازان عاشق شهادت در راه خدا با او حركت كنند، همان كسانى كه بايد نامشان در دفتر روزگار به عنوان بهترين شهيدان راه حق رقم خورد.
٣٨- احترام حرم الهى
سيّد بن طاووس با سند خويش از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: «محمّد بن حنفيّه (برادر امام حسين عليه السلام) در شبى كه فردايش امام عليه السلام از مكّه رهسپار عراق بود، به محضر امام عليه السلام شرفياب شد و عرض كرد: اى برادر! تو بى وفايى كوفيان را نسبت به پدر و برادرت، شناختهاى، من نگرانم كه با تو نيز چنين كنند. اگر در مكّه بمانى، تو عزيزترين و محترمترين شخص خواهى بود.
امام فرمود:
«يا اخِي قَدْ خِفْتُ انْ يَغْتالَني يَزيدُ بْنُ يَزيدُ بْنُ ...، ٢٣ مُعاوِيَةَ فِي الْحَرَمِ، فَاكُونَ الَّذي يُسْتَباحُ بِهِ حُرْمَةُ هذَا الْبَيْتِ
؛ برادر! من بيم از آن دارم كه يزيد، خونم را در حرم (امن خدا) بريزد و بدين سبب حرمت اين خانه شكسته شود».
محمّد بن حنفيّه عرض كرد: «اگر از اين جهت نگرانى، به سمت يمن يا به سرزمينهاى ناشناخته ديگر كوچ كن كه تو در آنجا محفوظترى و كسى به تو دست نخواهد يافت».