عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧ - ٣٥- من مأموريّت دارم!
دردمندانه صدا زد:
«واحسيناه، وا اسفاه على الحسين»
. و نيز روايت شده است: عبداللَّه بن عبّاس، براى جلوگيرى از حركت امام عليه السلام به سمت كوفه، بسيار پافشارى كرد. امام عليه السلام براى آرام كردن وى به قرآن تفأّل زد و اين آيه آمد: « «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ»؛ هر كسى مرگ را مىچشد و شما پاداش خود را خواهيد گرفت!». [١]
امام عليه السلام افزود:
« «إِنَّا للَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»؛ ما از آن خداييم و به سوى او باز مىگرديم». [٢]
«صَدَقَاللَّهُ
وَرَسُولُه
؛ خدا و پيامبرش راست فرمودند».
سپس فرمود:
«يَا ابْنَ عَبَّاسِ فَلا تُلِحَّ عَلىَّ بَعْدَ هذا فَإِنَّهُ لا مَرَدَّ لِقَضاءِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَ
؛ ابن عبّاس! ديگر پس از اين پافشارى مكن كه فرمان و قضاى خداوند برگشت ندارد!». [٣]
اين تعبيرات به وضوح نشان مىدهد كه امام عليه السلام يك مأموريّت الهى در اين حركت داشت كه از سوى خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله به او ابلاغ شده بود، و در آن مسير با عزم راسخ گام بر مىداشت.
ولى امثال ابن عبّاس كه از مسائل پشت پرده غيب بى خبر بودند به گونهاى ديگر به مسأله نگاه مىكردند، و پيمودن طريق عافيت و تسليم شدن در برابر بيعت يزيد را- از سر خيرخواهى- ترجيح مىدادند!
در ضمن، اين نكته نيز از سخن بالا استفاده مىشود كه امام عليه السلام مىدانست- به فرض محال- هرگاه تن به چنين بيعت ننگينى مىداد، آنها دست از حضرتش بر نمىداشتند، در كمين بودند و از هر فرصتى براى قتل او استفاده مىكردند زيرا حضرت را خطر مهمّى براى خود مىدانستند وراستى هم چنين بود!
[١]. آل عمران، آيه ١٨٥.
[٢]. بقره، آيه ١٥٦.
[٣]. معالى السبطين، ج ١، ص ٢٤٦.