عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤ - ٣٤- نامه امام حسين عليه السلام به مردم بصره و برنامهريزى براى قيام
گريستند. [١]
مسلم عليه السلام براى آن كه كسى از بنى اميّه از مأموريّت وى با خبر نگردد مخفيانه از مكّه به سوى مدينه حركت كرد. چون به مدينه رسيد ابتدا به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و دو ركعت نماز گزارد. سپس در تاريكى شب با خانواده خود خداحافظى كرد و به همراه دو تن راهنما از قبيله قيس- كه آنان را براى اين كار اجير كرده بود- از مدينه خارج شد. در بين راه آن دو تن راه گم كرده و از همراهى با وى بازماندند و همگى به شدّت تشنه شدند. آن دو رو به مسلم كرده گفتند: اين راه را بگير و برو تا به آب برسى و خود از تشنگى جان سپردند! (ولى مسلم راه را ادامه داد و نجات يافت و نامهاى به امام عليه السلام نوشت و ماجرا را خبر داد و امام عليه السلام تأكيد فرمودند راه خود را همچنان ادامه دهد، او اطاعت كرد وادامه داد و به كوفه رسيد). [٢]
٣٤- نامه امام حسين عليه السلام به مردم بصره و برنامهريزى براى قيام
امام حسين عليه السلام نامهاى در يك نسخه به پنج تن از اشراف بصره- مالك بن مسمع بكرى، احنف بن قيس، منذر بن جارود، مسعود بن عمرو، قيس بن هيثم و عمرو بن عبيداللَّه بن معمر- به اين مضمون نوشت و توسّط فرستادهاى براى آنان فرستاد.
«أَمَّا بَعْدُ: فَانَّ اللَّهَ اصْطَفى مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله عَلى خَلْقِهِ، وَ أَكْرَمَهُ بِنُبُوَّتِهِ، وَ اخْتارَهُ لِرِسالَتِهِ، ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ قَدْ نَصَحَ لِعِبادِهِ وَ بَلَّغَ ما أُرْسِلَ بِهِ صلى الله عليه و آله وَ كُنَّا أَهْلَهُ وَ أَوْلِياءَهُ وَ أَوْصِياءَهُ وَوَرَثَتَهُ وَ أَحَقَّ النَّاسَ بِمَقامِهِ فِي النَّاسِ، فَاسْتَأْثَرَ عَلَيْنا قَوْمُنا بِذلِكَ، فَرَضينا وَ كَرِهْنَا الْفُرْقَةَ وَ أَحْبَبْنَا الْعافِيَةَ، وَ نَحْنُ نَعْلَمُ أَنَّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلّاهُ ...
وَ قَدْ بَعَثْتُ رَسُولي إِلَيْكُمْ بِهذَا الْكِتابِ، وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلى كِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله، فَانَّ السُنَّةَ قَدْ أُميتَتْ، وَ إِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ أُحْيِيَتْ، وَ انْ تَسْمَعُوا قَوْلي وَ تُطيعُوا أَمْري اهْدِكُمْ
[١]. فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ٥٣ و مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ١٩٦.
[٢]. ارشاد مفيد، ص ٣٨١.