عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢ - ٣٢ نامه امام حسين عليه السلام به مردم كوفه به هنگام اعزام حضرت مسلم عليه السلام
وَ قَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ أَخي وَ ابْنَ عَمّي وَ ثِقَتي مِنْ أَهْلِ بَيْتي مُسْلِمَ بْنَ عَقيلٍ وَ أَمَرْتُهُ أَنْ يَكْتُبَ إِلَىَّ بِحالِكُمْ وَ أَمْرِكُمْ وَ رَأْيِكُمْ.
فَإِنْ كَتَبَ إِلَىَّ: أَنَّهُ قَدْ أَجْمَعَ رَأْىُ مَلَئِكُمْ، وَ ذَوِى الْفَضْلِ وَ الْحِجى مِنْكُمْ، عَلى مِثْلَ ما قَدِمَتْ عَلَىَّ بِهِ رُسُلُكُمْ، وَ قَرَأْتُ فِي كُتُبِكُمْ، اقْدِمُ عَلَيْكُمْ وَشيكاً إِنْ شاءَ اللَّهُ، فَلَعَمْري مَاالْإِمامُ إِلّا الْعامِلُ بِالْكِتابِ، وَ الْآخِذُ بِالْقِسْطِ، وَ الدَّائِنُ بِالْحَقِّ، وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللَّهِ، وَ السَّلامُ».
«به نام خداوند بخشاينده مهربان؛ از حسين بن على عليه السلام، به بزرگان مؤمنان و مسلمانان!
هانى و سعيد همراه نامههايتان به سوى من آمدند- و اين دوتن آخرين كسانى بودند كه نامههايتان را آوردند- محتواى همه نامههايتان (به طور فشرده) اين بود كه:
«امام و پيشوايى نداريم، به سوى ما بيا! اميد است كه خداوند به وسيله تو ما را بر محور حقّ و هدايت گردآورد». اكنون من، برادر، پسر عمو و شخص مورد اعتماد از خاندانم- مسلم بن عقيل- را به سوى شما مىفرستم؛ به او فرمان دادم كه تصميم و برنامهها و افكارتان را براى من بنويسد. اگر نوشت كه بزرگان، انديشمندان و خردمندان شما، با آنچه كه در نامههايتان بود همراه و هماهنگند؛ به زودى به سوى شما خواهم آمد إن شاء اللَّه».
- در پايان نامه نوشت-: «به جانم سوگند! امام و پيشوا فقط كسى است كه به كتاب خدا عمل كند و عدل و داد را برپا دارد، دين حق را پذيرفته، و خود را وقف در راه خدا كند و السلام». [١]
مردم كوفه با نامههاى متعدّدى كه براى امام عليه السلام نوشتند و براى پذيرش رهبرى آن حضرت و مبارزه با دشمنان اسلام اعلام آمادگى كامل كردند، خود را در بوته آزمايش جديدى قرار دادند.
[١]. ارشاد مفيد، ص ٣٨٠- ٣٨١؛ تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٢٦٢؛ كامل ابن اثير، ج ٤، ص ٢١ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٤٤ (با مختصر تفاوت).