عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - ٢٧- مادرم! مىدانم كه شهيد مىشوم!
ناگهان ديدم خون در آن مىجوشد پس فريادى كشيدم. [١]
٢٨- پايان اين راه شهادت است!
حمزة بن حمران يكى از ياران امام صادق عليه السلام مىگويد: درباره رفتن امام حسين عليه السلام و ماندن محمّد بن حنفيّه (در مدينه) گفتگو مىكرديم؛ امام صادق عليه السلام فرمود: «اى حمزه، من خبرى به تو مىدهم ولى پس از اين درباره آن چيزى مپرس.
هنگامى كه امام حسين عليه السلام از (برادرش محمّد بن حنفيّه) جدا شد و آهنگ حركت كرد، كاغذى خواست و در آن نوشت:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ أَبي طالِبٍ إِلى بَني هاشِمٍ، أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ مَنْ لَحِقَ بي مِنْكُمْ اسْتَشْهَدَ، وَ مَنْ تَخَلَّفَ لَمْ يَبْلُغْ مَبْلَغَ الْفَتَحِ وَ السَّلامُ
؛ بسم اللَّه الرحمن الرحيم، از حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام به همه بنى هاشم: امّا بعد، هر كس از شما به من بپيوندد، شهيد خواهد شد، و هر كس چنين نكند، به پيروزى نخواهد رسيد. والسلام». [٢]
اين خبر كوتاه و پرمعنى نشان مىدهد كه امام عليه السلام از همان آغاز، پايان راه را مىديد، و على رغم پندارهاى نا درست كسانى كه از وسعت بينش و آگاهى امامان عليهم السلام اطّلاعى ندارند، به ما مىگويد امام عليه السلام با علم به اين كه فرشته شهادت در انتظار او است از مدينه حركت كرد.
آرى؛ او به خوبى مىدانست كه براى ترك بيعت با يزيد به خاطر حفظ و پاسدارى از اسلام چه بهاى گرانى را بايد بپردازد و اين، عظمت مقام آن حضرت را شفّافتر نشان مىدهد.
[١]. بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٣١- ٣٣٢ و ج ٤٥، ص ٨٩، ح ٢٧ و الخرائج والجرائح، ج ١، ص ٢٥٣.
[٢]. ملهوف (لهوف)، ص ١٢٨- ١٢٩؛ بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٣٠ و ج ٤٥، ص ٨٤- ٨٥ و كامل الزيارات، ص ٧٦ (با مختصر تفاوت).