عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠ - ١٤- من فقط براى اقامه حق قيام كردم
حقّ نعمتى بر آنان نداريد، شما را بر خود ترجيح مىدهند. شما از كسانى كه خواستههايشان (نزد حاكمان) ردّ مىشود، شفاعت مىكنيد. با هيبت ملوكانه و كرامت بزرگان گام بر مىداريد (به هر حال، شما افراد با نفوذى در جامعه اسلامى هستيد). آيا همه اين جايگاههاى اجتماعى براى اين نيست كه مردم به شما اميدوارند كه به حقّ خدا قيام كنيد، هر چند نمىتوانيد تمام حقوق الهى را ادا كنيد. در حقيقت حقوق پيشوايان (واقعى) را سبك شمردهايد (و در اطاعت از آنها كوتاهى ورزيدهايد) و حقّ ناتوانان را پايمال كردهايد ولى حقّ خويش را- به زعم خود- گرفتهايد. (آرى! حقوق خود را گرفتهايد، ولى از گرفتن حقوق مردم غافليد!) شما نه مالى را (براى احياى حقوق خدا و خلق) بذل كردهايد، نه جانى را براى خدايى كه آن را آفريده، به مخاطره انداختهايد، و نه با خاندان خود در راه خدا (با دشمنان خدا) دشمنى ورزيدهايد. (با اين حال) شما از خداوند آرزوى بهشت او، همجوارى پيامبرانش و ايمنى از عذابش را داريد؟!
اى اميدواران به خدا! من مىترسم كه خداوند شما را به كيفرى از كيفرهاى خود گرفتار سازد؛ چرا كه شما به سبب كرامت الهى (و انتساب به قبيله رسول خدا صلى الله عليه و آله و صحابه پيامبر) به مقامى رسيدهايد كه مورد احترام و برترى هستيد. مردان الهى را كه به شما معرّفى مىشوند گرامى نمىداريد با اينكه خود به خاطر خدا مورد احترام مردم هستيد.
شما مىبينيد كه پيمانهاى الهى شكسته مىشود، ولى نگران نمىشويد! با اينكه براى نقض پيمانى از پدران خود به هراس مىافتيد، اكنون پيمان رسول خدا صلى الله عليه و آله كم ارزش شده، و افراد نابينا، گنگ و زمين گير و ناتوان و ضعيف در شهرها رها شدهاند و مورد ترحّم و حمايت قرار نمىگيرند (آرى، عدالت اجتماعى پايمال شده است؛ ولى شما سكوت اختيار كردهايد.)
شما نه در حدّ منزلت و جايگاه خود عمل مىكنيد و نه كسانى را كه در آن حد عمل مىكنند، مورد حمايت قرار مىدهيد و با سهلانگارى و سازش با ستمكاران، خود را آسوده خاطر نگه مىداريد.