عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩ - ١٣- خطبهاى بسيار مهمّ و سرنوشتساز
منصفانه! جهت مسلمانان، براى يزيد بيعت بگيرم. [١]
معاويه از يك سو مىدانست اگر مدينه- يعنى كانون هدايتهاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و مركز بزرگان اسلام اعمّ از مهاجران و انصار و فرزندان آنها- با فرزند او بيعت نكند كار او سامان نمىگيرد و مناطق ديگرى كه بيعت كردهاند تدريجاً باز مىگردند، لذا سعى داشت به هر حيلهاى شده براى يزيد بيعت بگيرد: از طريق تطميع، تهديد، فريب و نيرنگ و هر وسيله ممكن ديگر. ولى كسى كه نقشههاى او را نقش بر آب كرد و او را در رسيدن به مقصود ناكام گذاشت، امام حسين عليه السلام بود كه در جلسات تبليغى معاويه حضور مىيافت و با فصاحت و بلاغت و شجاعتى كه از پدر بزرگوارش على عليه السلام به ارث برده بود، دهان معاويه را مىبست و نيرنگ او را براى همه مردم فاش مىساخت.
١٣- خطبهاى بسيار مهمّ و سرنوشتساز
سُليم بن قيس روايت كرده است كه: «يك سال قبل از مرگ معاويه، امام حسين عليه السلام به اتّفاق عبداللَّه بن عبّاس و عبداللَّه بن جعفر به حج رفت. در اين سفر امام عليه السلام مردان و زنان بنى هاشم و خادمان آنها را و از انصار هر كس را كه با امام عليه السلام و اهل بيتش آشنا بود جمع كرد. سپس به سراغ اصحاب رسول خدا- آنها كه به درستى و تقوا معروف بودند، و در موسم حج حضور داشتند- فرستاد و همه آنها را در منا جمع فرمود. در نتيجه جمعيّتى بيش از هفتصد نفر در آن مكان اجتماع كردند كه اكثر آنها از تابعين و حدود دويست نفر نيز از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند. امام حسين عليه السلام برخاست و ميان آنان خطبهاى ايراد كرد. پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
«امَّا بَعْدُ فَانَّ هذَا الطَّاغِيَةَ قَدْ فَعَلَ بِنا وَ بِشِيعَتِنا ما قَدْ رَأَيْتُمْ وَ عَلِمْتُمْ وَ شَهِدْتُمْ وَ إِنّي أُريدُ أَنْ أَسْأَلَكُمْ عَنْ شَىْءٍ، فَانْ صَدَقْتُ فَصَدِّقُونِي وَ إِنْ كَذِبْتُ فَكَذِّبُونِي، وَ أَسْأَلُكُمْ بِحَقِ
[١]. الامامة و السياسة، ج ١، ص ٢١١- ٢١٢.