عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١ - ٩- حكومت معاويه بزرگترين فتنه!
در حالى كه تو عراقيان را آزمودهاى و مىدانى چگونه كار پدر و برادرت را تباه ساختند (و با آنها بى وفايى كردند) از خدا بترس و به ياد پيمان صلح باش؛ چرا كه اگر تو با من كيد و مكر نمايى، من نيز چنين خواهم كرد!».
امام حسين عليه السلام در پاسخ نوشت:
«أَتاني كِتابُكَ، وَ أَنَا بِغَيْرِ الَّذِي بَلَغَكَ عَنّي جَديرٌ، وَ الْحَسَناتُ لا يَهْدي لَها إِلَّا اللَّهُ، وَ ما أَرَدْتُ لَكَ مُحارِبَةً وَ لا عَلَيْكَ خِلافاً، وَ ما أَظُنُّ أَنَّ لي عِنْدَاللَّهِ عُذْراً في تَرْكِ جِهادِكَ!! وَ ما أَعْلَمُ فِتْنَةً أَعْظَمَ مِنْ وِلايَتِكَ أَمْرَ هذِهِ الْأُمَّةِ!!!
؛ نامهات به دستم رسيد؛ من سزاوار نسبتهايى كه به من داده شده است، نيستم و جز خداوند كسى نمىتواند انسان را به نيكىها هدايت كند. من اكنون بناى مبارزه و مخالفت با تو را ندارم والبتّه گمان نمىكنم كه براى ترك جهاد با تو، نزد خداوند عذرى داشته باشم و من هيچ فتنهاى را، بزرگتر از فرمانروايى تو بر اين امّت نمىشناسم!!».
معاويه با خواندن نامه گفت:
«إِنْ أَثَرْنا بِأَبي عَبْدِاللَّهِ إِلَّا أَسَداً
؛ ما اباعبداللَّه (حسين بن على) را جز يك شير نمىيابيم! (و مبارزه با شير خطرناك است!)». [١]
آرى شجاعت امام حسين عليه السلام از همان آغاز كار چنان آشكار بود كه حتّى دشمن خطرناك و قلدرى همچون معاويه او را «شير» خطاب مىكرد، او به حق پسر شير خدا بود، (اسَدُاللَّه و اسَدُ رَسُولِهِ)، و جز اين انتظارى از او نمىرفت.
اين نامههاى آتشين، آتش كينه و عداوت را در دل بنى اميّه روز به روز شعلهورتر مىساخت و در انتظار انتقام به سر مىبردند، ولى ترديدى نيست كه اين نامهها در مهار كردن خود كامگىهاى اين دودمان آلوده و شجره خبيثه تأثير عميقى داشت.
[١]. مختصر تاريخ دمشق، ج ٧، ص ١٣٧ (شرح حال امام حسين عليه السلام).