عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - پاسخ امام عليه السلام و اعزام مسلم به كوفه
«هذِهِ كُتُبُ أَهْلِ الْكُوفَةِ إِلَىَّ، وَ لا أَراهُمْ إِلَّا قاتِلي
؛ اين نامههاى مردم كوفه است ولى من آنان را جز قاتل خود نمىدانم». [١]
٦- صريحتر از همه اينها سخنانى است كه امام عليه السلام در جمع مردم مكّه قبل از حركت به سوى عراق ايراد كرد و چنين فرمود:
«... وَ خُيِّرَلِي مِصْرَعٌ أَنَا لاقِيهِ، كَأَنّى بِأَوْصالي تَتَقَطَّعُها عُسْلانُ الْفَلَواتِ بَيْنَ النَّواوِيسِ وَ كَرْبَلا، فَيَمْلَأَنَّ مِنّي أَكْراشاً جَوْفاً وَ أَجْرَبَةً سَغَباً، لا مَحيصَ عَنْ يَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ
؛ براى من «شهادت گاهى» اختيار شده است كه من به آن خواهم رسيد. گويا مىبينم كه گرگهاى بيابانهاى عراق ميان نواويس (قبرستان يهود در نزديكى كربلا) و كربلا بند بند مرا جدا كرده و شكمها و جيبهاى خالى خود را (با كشتن من و دريافت جوايز) پر مىكنند. از روزى كه با دست قضا و قدر الهى نوشته شده، چارهاى نيست». [٢]
با ملاحظه اين سخن و نمونههاى فراوان ديگر از اين دست، شكّى باقى نمىماند كه امام نه تنها از اصل كشته شدن خويش آگاهى داشت، بلكه دقيقاً از محلّ شهادت و نيز قاتلان خود با اطّلاع بوده است.
اينك با توجّه به اين كه امام عليه السلام از سرانجام اين حركت آگاه بود، اين سؤال مطرح مىشود كه چگونه اطمينان امام به شهادت با حركت آن حضرت براى دستيابى به حكومت اسلامى قابل جمع است؟ يعنى چگونه مىشود امام عليه السلام هم سرانجام كار را بداند و به شهادت خويش و يارانش يقين داشته باشد و در عين حال به قصد تشكيل حكومت اسلامى قيام كند؟
پاسخ به اين سؤال به اندازهاى اهمّيّت دارد كه برخى از نويسندگان را كه نتوانستند
[١]. تاريخ ابن عساكر، ج ٣٣، ص ٢١١ (بخش امام حسين عليه السلام).
[٢]. ملهوف (لهوف)، ص ٣٥.