عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - ٧- بدعتها
خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله غصب شد و قيصرى گرديد». [١]
معاويه خود را اوّلين «ملك» (شاه) مىخواند. [٢]
«سعيد بن مسيّب» مىگفت: معاويه اولين كسى بود كه خلافت را به سلطنت تبديل كرد. [٣]
«ابوالاعلى مودودى» در كتاب «خلافت و ملوكيّت» چند ويژگى براى تفاوت نظام سلطنتى معاويه با خلافت پيش از وى برشمرده است.
نخست: دگرگونى روش تعيين خليفه. خلفاى پيشين، خود براى كسب خلافت قيام نمىكردند، ولى معاويه در پى آن بود با هر وسيلهاى كه شده بر مسند خلافت تكيه زند.
دوم: دگرگونى در روش زندگى خلفا و استفاده از روش پادشاهى روم و ايران.
سوم: چگونگى مصرف بيت المال. زيرا در دوران معاويه بيت المال به صورت ثروت شخصى او و دودمان او درآمد و كسى نمىتوانست درباره حساب و كتاب بيتالمال از حكومت وى بازخواست كند.
چهارم: پايان آزادى ابراز عقيده و امر به معروف و نهى از منكر. اين روش از عهد معاويه با كشتن «حجر بن عدى» آغاز شد.
پنجم: پايان آزادى دستگاه قضايى اسلام.
ششم: خاتمه يافتن حكومت شورايى.
هفتم: ظهور تعصّبات نژادى و قومى.
هشتم: نابودى برترى قانون، بر خواستههاى شخصى. [٤]
[١]. رسالة الجاحظ فى بنى اميّة، ص ١٢٤، به نقل از تاريخ سياسى اسلام، ج ٢، ص ٣٩٦. مراجعه شود به: پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج ٣، ص ٢٥٠ و الغدير، ج ١٠، ص ٢٢٧.
[٢]. تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٢٣٢. مراجعه شود به: تاريخ الخلفاء، ص ٢٢٣.
[٣]. تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٢٣٢.
[٤]. خلافت و ملوكيّت، ص ١٨٨- ٢٠٧؛ به نقل از تاريخ سياسى اسلام، ج ٢، ص ٤٠٧- ٤٠٨. (رجوع شود به: پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج ٣، ص ٢٥٠- ٢٥١).