عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - ٦- تنگناى اقتصادى مخالفان
واليان منصوب معاويه، مردم اين سامان را مجبور كردند تا با بهاى ناچيزى املاك خويش را بفروشند و بسيارى از زمينهاى اطراف مدينه را به اجبار به تصرّف دستگاه حكومت درآوردند.
به حكم معاويه، گاه مروان بن حكم و گاه نيز سعيد بن عاص بر مدينه حكومت مىكرد و هر دو در تضعيف اقتصادى مردم مدينه خصوصاً بزرگان قوم از هيچ كوششى دريغ نمىكردند. [١]
معاويه كه مبارزه با علويان و هواخواهان مكتب علوى را وجهه نظر خويش قرارداده بود، در بخشنامهاى به همه عمّال خويش اعلام كرد:
«انْظُرُوا إِلَى مَنْ قَامَتْ عَلَيْهِ الْبَيِّنَةُ أَنَّهُ يُحِبُّ عَلِيّاً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ فَامْحُوهُ مِنَ الدِّيوَانِ وَ أَسْقِطُوا عَطَاءَهُ وَ رِزْقَهُ
؛ مواظب باشيد هر كه ثابت شد كه از شيعيان على عليه السلام و اهل بيت او است اسم او را از دفتر بيت المال حذف كنيد و حقوق و مزاياى او را قطع نماييد». [٢]
اين همه سختگيرى از جانب معاويه براى آن بود كه وى همواره از شيعيان احساس خطر عظيمى مىكرد و لذا با قساوت تمام به اين گونه اعمال ننگين و شرارتبار دست مىزد.
ابن ابى الحديد، از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه شرايط چنان سخت شده بود كه اگر كسى از دوستى ما ياد مىكرد زندانى مىشد و اموالش مصادره مىگرديد و يا خانهاش ويران مىگشت. [٣]
فشارها چنان زياد و فراگير شده بود كه «شعبى» مىگويد:
«مَا نَدْري مَا نَصْنَعُ بِعَلِىِّ بْنِ أبي طَالِبٍ، إِنْ أَحْبَبْنَاهُ إِفْتَقَرْنَا وَ إِنْ ابْغَضْنَاهُ
[١]. مراجعه شود به: عقد الفريد، ج ٤، ص ٢٥٩.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١١، ص ٤٥ و الغدير، ج ١١، ص ٢٩.
[٣]. شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد، ج ١١، ص ٤٣.