عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥ - شهادت عمرو بن حَمِق
مورّخان نوشتهاند: نخستين سرى كه در اسلام شهر به شهر گردانده شد، سرِ «عمروبن حمق خُزاعى» بود!
ابن سعد در طبقات به نقل از شعبى (از بزرگان تابعين) مىنويسد:
«أَوَّلُ رَأْسٍ حُمِلَ فِى الْإِسْلامِ رَأْسُ عَمْرِو بْنِ الحَمِقِ». [١]
به دستور معاويه سر بريده «عمرو» براى همسرش در زندان فرستاده شد. مأموران سنگدل حاكم شام، سر آن شهيد را به دامن آمنه انداختند و آمنه نيز كلماتى آتشين و با حزن و اندوه در فراق شوهرش بيان كرد. [٢]
امام حسين عليه السلام در نامهاش به معاويه به شهادت عمروبن حمق اشاره كرده و از آن بزرگمرد به عظمت ياد مىكند و مىفرمايد:
«أَوَ لَسْتَ بِقاتِلِ عَمْرِو بْنِ الْحَمِقِ، الَّذِي أَخْلَقَتْ وَ أَبْلَتْ وَجْهَهُ الْعِبادَةُ
؛ آيا تو قاتل عمروبن حمق نيستى؛ همان مردى كه كثرت عبادت چهرهاش را فرسوده كرده بود». [٣]
آرى؛ معاويه با كشتن شيعيان على عليه السلام به ويژه افراد بانفوذ و ايجاد ترس و وحشت ميان آنان، در پى انتقام از اميرمؤمنان على عليه السلام و در واقع انتقام از اسلام راستين برآمد، تا بتواند به «خطّ اموى» استحكام بيشترى ببخشد و راه را براى خودكامگىهايش هموارتر سازد.
[١]. طبقات، ج ٦، ص ٢٥. ابن حجر عسقلانى نيز مىنويسد: «أَوَّلُ رَأْسٍ اهْدِىَ فِى الْإِسْلامِ، رَأْسُ عَمْرِو بْنِ الْحَمِقِ، بُعِثَ بِهِ زِيادُ إِلى مُعاوِيَةَ». (الاصابة، ج ٢، ص ٥٢٣).
[٢]. رجوع كنيد به: الغدير، ج ١١، ص ٤١- ٤٤؛ تاريخ طبرى، ج ٤، ص ١٩٧؛ طبقات ابن سعد، ج ٦، ص ٢٥؛ الاصابة، ج ٢، ص ٥٣٣؛ كنز العمّال، ج ١٣، ص ٤٩٧؛ مصنّف ابنابى شيبة، ج ٨، ص ٣٥٧؛ مختصر تاريخ دمشق، ج ١٩، ص ٢٠٢ و اعيان الشيعة، ج ٨، ص ٣٧٦.
[٣]. الامامة و السياسة، ج ١، ص ٢٠٣. (در بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢١٣ نيز، اين جملات با تفاوتى نقل شده است).