عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣ - مغيرة بن شعبه (والى كوفه)
جرم زناى محصنه از حكومت آنجا معزول گشت، ولى خليفه، اجراى حدّ الهى يا حدّاقل تعزير را نسبت به وى مصلحت ندانست، [١] بلكه به عكس پس از مدّتى او را به حكومت كوفه منصوب كرد؛ ولى اين لكّه ننگ از دامنش پاك نشد.
«ابنابى الحديد» در اين باره مىنويسد:
«وَ كَانَ عَلِىٌّ بِعْدَ ذلِكَ يَقُولُ: إِنْ ظَفَرْتُ بِالْمُغَيْرَةِ لَأَتْبَعْتُهُ الْحِجَارَةَ؛
حضرت على عليه السلام مىفرمود: اگر من بر مغيره دست يابم او را سنگسار مىكنم». [٢]
امام حسن مجتبى عليه السلام در خطابش به «مغيره» در حضور معاويه و جمعى ديگر فرمود:
«أَنْتَ الزَّانِي قَدْ وَجَبَ عَلَيْكَ الرَّجْمُ
؛ تو همان زناكارى هستى كه مستحقّ سنگسار شدن مىباشى». [٣]
در دوران معاويه، «مغيره» از جايگاه ويژهاى برخوردار شد و مدّتها ولايت كوفه و اطراف آن را به عهده داشت و هرگز از سبّ و لعن على عليه السلام در خطبههاى نماز جمعه و در حضور جمع، چشمپوشى نمىكرد.
يكى از مصيبتبارترين جنايات مغيره به جوش آوردن ديك طمع معاويه نسبت به طرح ولايت عهدى يزيد بوده است كه اوّل بار توسّط وى به معاويه پيشنهاد داده شد و بنا به گفته خودش: «پاى معاويه را در ركابى قرار دادهام كه جولانگاهش بر امّت محمّد صلى الله عليه و آله بسيار طولانى است و رشته كار اين امّت را چنان از هم گسستم كه ديگر قابل جمع كردن نيست». [٤]
[١]. مراجعه شود به: مختصر تاريخ دمشق، ج ٢٥، ص ١٦٥- ١٦٩؛ مستدرك حاكم، ج ٣، ص ٤٤٨؛ شرحنهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٢، ص ٢٣٨؛ و ج ٢٠، ص ٨ به بعد.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٢، ص ٢٣٨.
[٣]. بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٨٣ و احتجاج طبرسى، ج ٢، ص ٤٠.
[٤]. «لَقَدْ وَضَعْتُ رِجْلَ مُعاوِيَةَ فِي غَرْزٍ بَعِيدِ الْغايَةِ عَلَى امَّةِ مُحَمَّدٍ وَ فَتَقْتُ عَلَيْهِمْ فَتْقاً لَايُرْتَقُ ابَداً» كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٥٠٤، حوادث سال ٥٦.