عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - ٣- جنگ صفّين، يا رويارويى مستقيم معاويه با امام عليه السلام
پس از هر حادثه مهم، گامى بلند به سوى خلافت و حكومت بر تمام قلمرو اسلامى بر مىداشت. وى روزى با تعلّل در يارى رساندن به عثمان، زمينه قتل او را فراهم ساخت، و اين مانع بزرگ را از سر راه خلافت خود برداشت؛ روز ديگر با تحريك طلحه و زبير و ديگر عمّال بنىاميّه نقش پشت صحنه جمل را بازى كرد و باعث قتل آن دو رقيب اصلى خود شد. اين بار به فكر اجراى نقشهاى بسيار خطرناك و ويرانگر افتاد.
او كه از يك سو، عنوان مظلوميّت عثمان [١] و ادّعاى خونخواهى وى را دستاويز خود قرار داده و از ديگر سو، راه شوريدن بر ضدّ خليفه مسلمين پس از جنگ جمل باز شده بود، به جنگ مستقيم با امام عليه السلام برخاست. و انبوهى از شاميان را كه حدود بيست سال تحت تربيت او در يك جهالت و بى خبرى وحشتناكى به سر مىبردند بر ضدّ امام عليه السلام بسيج كرد.
دشت پهناور صفّين ميدان رويارويى سپاهيان امام عليه السلام و معاويه بود و نبرد ماهها طول كشيد، و چنانكه مىدانيم در واپسين ساعات نبرد، آن هنگامى كه ستونهاى لشكر امام عليه السلام با دلاورىهاى مردانى چون «مالك اشتر» در اعماق جبهه شام نفوذ كرده بود و مىرفت تا نماينده تمام عيار دوران جاهليّت براى هميشه از بين برود و حكومت عدل علوى سراسر قلمرو اسلام را در برگيرد، ناگهان با طرح شيطانى «عمرو بن عاص» قرآنها بر سر نيزهها قرار گرفت و به يك باره سرنوشت جنگ به نحو ديگرى رقم خورد.
مردانى كه ماهها دليرانه در كنار على عليه السلام ايستادگى كرده و خود را تا آستانه پيروزى رسانده بودند، در مقابل اين نيرنگ شوم، عرصه را بر امام تنگ كردند. در نتيجه، كار به
[١]. معاويه با آويختن پيراهن عثمان در كنار منبر و برپا كردن مجالس عزادارى براى وى، احساساتمردم شام را تحريك نمود و سپاه عظيمى را بر ضدّ على عليه السلام به راه انداخت. مراجعه شود به: تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٤٦٤.